تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
ديگر هيچ مطلبى را فراموش نكردم . اين آيه بر علم و حافظه و فضيلت او دلالت دارد امّا بر امامت او دلالت ندارد . من مىگويم : اين آيه نه تنها بر علم و فضيلت او دلالت دارد ، بلكه حاكى از اعلميّت و افضليّت او نيز مىباشد ؛ زيرا مفاد آيه بيانگر اين مطلب است كه تنها گوش على ( ع ) گوش شنواست ، نه گوش ديگران . البته براى ديگر مسلمانان يادآورى و تذكَّر است : * ( « لِنَجْعَلَها لَكُمْ تَذْكِرَةً وَتَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ » ) * پس او از ديگران براى امامت شايسته تر است . در برخى از روايات چنين آمده است : « و حق على الله ان تعى » يعنى بر خداست كه گوش شنوا وجود داشته باشد . اين روايت حاكى از آن است كه على بايد آگاه ( واعى ) باشد و اشاره به وجوب نصب امام آگاه از سوى خدا دارد . از اين رو ، خداى سبحان به پيامبر خويش فرمان مىدهد كه على را آموزش دهد . پس على امام است و ديگران ، مأموم . چگونه مىشود كسى كه آگاه نيست ، زمامدار امور مسلمانان شود و در مسائل دينى آنان قضاوت نمايد و اطاعت او بر كسى كه از گوش شنوا و آگاهى برخوردار است واجب باشد . قرآن كريم مىفرمايد : * ( « أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ » ) * ( 1 ) به كار بردن لفظ ( گوش ) در آيهء شريفه آن هم به شكل نكره كه دلالت بر مفرد مىنمايد اين احتمال را به ذهن نزديك مىسازد كه مراد آيه تنها على ( ع ) باشد ، همانطور كه اخبار بسيارى اين احتمال را تأييد مىنمايد . سيوطى در الدر المنثور از ابن جرير و ابن ابى حاتم و مردويه و ابن عساكر و ابن نجار - با اسانيدشان - نقل كرده است كه بريده گفت : رسول خدا ( ص ) به على ( ع ) فرمود : خدا به من فرمان داد ترا نزديك خود گردانم و دور نسازم و به تو تعليم دهم تا آگاه گردى و شايسته توست كه آگاه شوى . آنگاه آيهء شريفه نازل شد . مانند اين حديث در اسباب النزول واحدى آمده است با اين تفاوت كه مىگويد : « بر خدا
هامش
( 1 ) . يونس / 35 .
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 150 | الشيخ محمد حسن المظفر / محمد سپهرى