تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
كرده است . يحيى مىگويد : وى نه ثقه است و نه مورد اطمينان . ابن حبّان گويد : روايات جعلى را از افراد مورد وثوق نقل مىكند . اشكال سخن ابن جوزى اين است : بر فرض كه تفرد در نقل خبر اثبات شود مقتضى جعلى بودن آن نمىباشد ، خصوصا در مورد فضيلت خاندان رسول خدا كه هر كس فضيلت آنان را نقل مىكند از نيزهء گمراهى و زبان گمراهان مىهراسد و امّا در مورد آنچه از يحيى نقل شده است بايد گفت : در صورتى كه آن را معتبر بدانيم با گفتهء ديگر او در ميزان الاعتدال منافات دارد . يحيى در آنجا مىگويد : « عمرو در حديث دروغ نمىگويد » از اين گذشته ضعيف بودن راوى دالّ بر جعلى بودن حديث نمىباشد . و در مورد ابن حبان بايد گفت : با وجود اينكه - مطابق آنچه در مقدمهء كتاب گذشت - اعتبارى به گفتهء او نيست ، سخن او مقتضى جعلى بودن خود حديث نيست ، خصوصا با ملاحظهء اين نكته كه ابو داود ، عمرو را به راستگويى در حديث ، توصيف كرده است ، و مىگويد : « در حديث او ، حديث منكرى نيست » و مىافزايد : « او فردى رافضى و خبيث و مردى بد امّا در حديث ، راستگو بود . » همچنين مىگويد : « عمرو فرد رافضى و خبيث است اما حديث او شباهت به احاديث شيعه ندارد . » كما اينكه تمام اين مطالب را ابن حجر در تهذيب التهذيب و برخى از آنها را ذهبى در ميزان الاعتدال نقل كرده است و معناى آن اين است كه عمرو ، شخص درستكارى بوده است . خلاصه ، همانطور كه ابو داود مىگويد : اين مرد ، شخص راستگويى است و درست نيست كه نسبت جعل احاديث به او داده شود . ايرادهايى كه از وى گرفته‌اند تنها به خاطر شيعه بودن اوست . مؤيد اين حديث ، روايتى است كه سيوطى در الدر المنثور ، از ديلمى - در مسند فردوس - با بيان سند از على نقل مىكند : از پيامبر دربارهء كلماتى كه آدم از خدا دريافت نمود پرسيدم . پيامبر فرمود : خدا آدم را در هند فرود آورد . . . تا آنكه خدا جبرئيل را نزد آدم فرستاد . جبرئيل به آدم گفت بگو : اللهم انّى أسئلك بحقّ محمّد و آل محمّد سبحانك لا إله إلَّا أنت عملت سوء و ظلمت نفسى فاغفرلى إنّك أنت الغفور الرحيم اللَّهم إنّى أسئلك بحقّ محمّد و آل محمّد سبحانك لا إله إلَّا أنت عملت سوء و ظلمت نفسى فتب