تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1772

مساهمون:

ص١٧٧٢
بود كه بحبشه رود ، از بهر آن كه ملك حبشه را با او دوستى بود ، و هر سالى او را از حبشه بسيارى ازين تحفها و چيزها فرستادى او را و پس چون نگاه كرد يك سال چون مردمان به حج آمده بودند جماعتى از مدينه آمده بودند « 1 » و پيغامبر عليه السّلم پيش ايشان رفت ، و حديث خويش با ايشان بگفت ، و آيتى چند از قرآن پيش ايشان برخواند ، و آن مردمان مدنيان را آن « 2 » خوش آمد ، و گفتند كه : ما بمدينه باز رويم ، و اين احوال با اهل مدينه « 3 » بازگوييم . و همچنين هر قومى از هر اطرافى كه مىآمدند سخن پيغامبر عليه السّلم مىشنيدندى و ايشان را خوش آمدى ، و لكن كافران مكّه هر كجا دانستندى كه او خويشتن را عرض مىكند « 4 » برفتندى و او را « 5 » بسيارى بدى بگفتندى ، خصوصا عمّ او ابو لهب عليه اللعنه كه هر كجا پيغامبر عليه السّلم برفتى او چشم بر نهاده بودى ، و از دنبالهء او برفتى ، و گوش مىداشتى تا او سخن خويش بگويد ، و پس گفتى كه : مبادا كه شما بسخن او فريفته شوى كه اين ديوانه‌اى است و دماغش گرديده است ، و مردم را از راه او كند ، بايد كه بسخن او فريفته نشوى كه او مردم را گم‌راه مىكند بجادوى و جادو است . و پس چون او چنين گفتى مردم رغبت كم‌تر كردندى . و اين ابو لهب مردى پير بود و بلند بالا و ريشى دراز داشت و احول بود و گربه چشم
هامش
( 1 ) دوست بود و هر سال او را از حبشه بسيار چيز فرستادى . پس چون يك سال نگاه كرد و جماعتى آمدند از مدينه . ( صو ) ( 2 ) و آن مردمان را آن . ( صو ) ( 3 ) و اين قصه اهل مدينه را ( صو ) ( 4 ) عرضه همى كند . ( صو ) ( 5 ) و او را آنجا . ( صو )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1772 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى