بسم اللَّه الرحمن الرحيم
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى
. « 1 » بدين ستاره كه همى فرو « 2 » آيد
ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى .
« 3 » كه اين محمّد « 4 » ديوانه نيست و گم بوده نيست .
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى .
« 5 » و اين قرآن از بر خويش همى نگويد كه اين وحى است كه به دو همى آيد ، چنان كه گفت :
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى . عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى
و اين جبريل عليه السّلم او را اندر مىآموزاند . و اين شديد القوى .
ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى
« 6 » جبريل عليه السّلم است . پس گفت :
فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى . ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى .
« 7 » گفت كه : آن دل پيغامبر عليه السّلم مر خداوند عزّ و جلّ را بديد روشنتر از آن كه ما به چشم سر همى بينيم ، و دروغ نديد پس پيغامبر عليه السّلم خواست كه اين سورة چون فرو « 8 » آمد پيش آن كافران برخواند ، و اين سورة هيچ كس پيش ايشان بر نتوانست خواند و آخر پيغامبر عليه السّلم بتن خويش برفت ، و اين را اندر گرفت و همى خواند . « 9 » آن كافران گفتند كه : اين چيست كه همى خواند ؟ گفتند كه :
اين سخنانى است كه مىگويد خداى عزّ و جلّ به من فرستاده است . پس ايشان سخت گوش بدان همى داشتند . و چون پيغامبر عليه السّلم اين جايگاه برسيد :
أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى ؟ تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى
. « 10 » ابليس لعنه اللَّه بيامد و اين آيت برو فراموش كرد ، و اين يكى اندر
هامش
( 1 ) و النجم 1
( 2 ) فرود . ( صو )
( 3 ) النجم 2
( 4 ) اين يار شما محمد .
( صو )
( 5 ) النجم 3
( 6 ) النجم 6 - 5 - 4
( 7 ) النجم 11 - 10
( 8 ) فرود .
( صو )
( 9 ) و اين سورة فرا خواندن گرفت . ( صو )
( 10 ) النجم 22 - 21