تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 2068

مساهمون:

ص٢٠٦٨
بجور اهل مكّه طاقت نماند ، يا ما را دستورى ده تا با ايشان حرب كنيم و اگر نه دستورى ده تا بجهان اندر بشويم . پيغامبر عليه السّلم گفت كه : مرا دستورى « 1 » حرب كردن نيست ، اگر شما خواهيد كه برويد ، بحبشه رويد كه آن ملك حبشه دين ترسااى دارد و آن بدين ما نزديك است ، و او مردى است كه شما را نيازارد ، و از عذاب مشركان برهيد . پس ياران پيغامبر عليه السّلم يك يك و دو دو همى رفتند تا بجدّه رسيدند ، و به دريا اندر نشستند ، و بحبشه رفتند . و آنچه برفتند زنان و فرزندان را با خود ببردند . « 2 » و اهل مكّه آگاه شدند كه ياران پيغامبر همى روند ، و خلقى از دنبالهء ايشان برفتند ، و گفتند كه : اگر بجدّه ايشان را اندر يابيم ، همه را به دريا هلاك كنيم . و چون بجدّه رسيدند ياران همه از دريا بگذشته بودند . و ايشان باز گرديدند . و پس رسولان را بيرون كردند ، و پيش ملك حبشه فرستادند ، و سرهنگان ملك را نيز تحفها فرستادند . و چهار سروران از مكّيان برفتند ، و آن هديها ببردند ، و هديها و نامها پيش ملك بردند ، و گفتند « 3 » كه : مردى از ميان ما بيرون آمده و همى گويد من پيغامبر خدايم ، و چيزهايى مىخواند و مىگويد كه اين سخن خداى است ، و دينى محدث آورده است ، و پدران ما اين دين نداشته‌اند . و گروهى از ياران او نزديك ملك آمده‌اند بايد كه ملك ايشان را بما دهد تا ما ايشان را مقهور كنيم . ملك گفت كه : ايشان بزينهار من آمده‌اند . اكنون شما بنشينيد تا من ايشان را
هامش
( 1 ) فرمان . ( صو ) ( 2 ) و هر كه برفت زنان و كودكان را با خويشتن بردند . ( صو ) ( 3 ) و رسولان بيرون كردند با هديهاى بسيار و بحبشه فرستادند سوى ملك حبشه . و سرهنگان او را نيز هديها فرستادند ، و با هديها از سرهنگان مكه چهار تن از معروفان برفتند و نامها و هديها بدادند و گفتند . ( صو )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 2068 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى