رنجه همى داشتند ، و تا ابو طالب زنده بود پيش او مىرفتند . و وليد همى گفت كه : دست ازين محمّد كوتاه كن تا ما بجاى « 1 » چنين و چنين كنيم .
پس پيغامبر عليه السّلم از دست ايشان مكّه بگذاشت . پس خداى عزّ و جلّ اين آيت فرستاد :
أَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ . فَذلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ
« 2 » نهبينى يا محمّد آن را كه دروغ زن است بروز رستخيز و به تو كه پيغامبرى جفا كند . آنست كه خوار كند يتيمان را . و بهره نكند از طعام خويش درويشان را .
اكنون باز منافقان آمد ، گفت :
فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ . الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ
« 3 » گفت واى بران كسى كه چون وقت نماز اندر آيد بكاهلى نماز كند ، و خير و منفعت خويش از مردمان باز دارد .
و السّلم . « 4 »
هامش
( 1 ) تا بجاى تو . ( صو )
( 2 ) الماعون 2 - 1
( 3 ) الماعون 5 - 4
( 4 ) و السلام على محمد و آله