تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 2062

مساهمون:

ص٢٠٦٢
هر كجا جمعى گرد آيد ايشان را قريش خوانند . و السّلم « 1 »
هامش
( 1 ) از بهر آن قريش و قرشى خواندند كه ايشان انبوه بودند . و گويند : تقرش القوم ، اى اجتمعوا . و هر كجا جمعى گرد آيند ايشان را قرشى خوانند . و گروهى گويند اسبى است به دريا اندر و بر اهل دريا غلبت دارد و اين اسب را قريش خوانند ، و در اين باب شعر گفته‌اند :و قريش هى التي تسكن البحر * بها سميت قريش قريشاتأكل الغث و السمين و لا تترك * يوما لذى جناحين ريشاهكذا فى الكتاب نالت قريش * يأكلون البلاد اكلا كشيشاو لهم آخر الزمان نبى * يكثر القتل فيهم و الخموشايملأ الارض خيلة و رجالا * يحشرون المطر حشرا كميشا . ( صو )[ اين ابيات با نسخهء « الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل » مقابله شد ] .