سورة الدهر مدينة ، و هى احدى و ثلاثون آية
[ ترجمه ]
بنام خداى بخشايندهء مهربان « 1 »
1 - آمد بر مردمان هنگامى از اين جهان « 2 » نه بود چيزى ياد كرده ؟ .
2 - ما بيافريديم مردم را از آبى گنده آميختهء زن و مرد آزموده كنيم او را و كرديم او را « 3 » شنوا و بينا .
3 - ما راه نموديم او را راهى امّا شكر كننده و امّا كفران آورده و ناسپاسى كننده « 4 » .
4 - و ما برساختيم كافران را زنجيرها و غلها و آتش دوزخ « 5 » .
5 - كه نيكان مىآشامند از شربتىاى كه بود آميزش آن كافورى « 6 »
6 - و چشمهاى كه مىخورند بدان بندگان خداى عزّ و جلّ و بيرون مىآيد از آن بيرون آمدنى نيكو « 7 »
7 - وفا مىكنند بپيمان و مىترسند از روزى كه بود بدى آن بهر سو پراكنده « 8 »
هامش
( 1 ) بنام آن خداوندى كه آدمى را بيافريد ، مهربانى كه او شنوايى و بينايى كرامت كرد ، بخشايندهء كه راه سپاس دارى پديد كرد . ( صو )
( 2 ) هر آينه آمد بر مردم گاهى چند از زمانه و روزگار . ( صو )
( 3 ) از آب اندك آميخته از مرد و زن تا آزموده گردانيمش بكرديمش . ( صو )
( 4 ) ما بنموديم ورا راه يا سپاس دار يا ناسپاس دار . ( صو )
( 5 ) ما آماده كرديم مر ناگرويدگان را زنجيرها و غلها و آتشى سوزان فروزان . ( صو )
( 6 ) از قدحى كه باشد آميزشى كافور . ( صو )
( 7 ) چشمهء كه بياشامند از وى بندگان خداى بگشايند آن را گشادنى . ( صو )
( 8 ) وفا كنند پيمان را و بترسند از آن روزى كه باشد بدى و سختى وى دراز كشيده . ( صو )