تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1962

مساهمون:

ص١٩٦٢
25 - پندارى كه كرده شد بدان شكستگى « 1 » 26 - نه كه چون برسد [ باستخوانهاى سينه ] « 2 » 27 - و گويند : كيست رقيه كننده « 3 » 28 - [ و بىگمان داند ] كه اينست فراق « 4 » 29 - و بر پيچند ساق بر ساق « 5 » 30 - و سوى خداى تست آن روز راننده « 6 » 31 - نه صدقه داد و نه نماز كرد « 7 » 32 - و لكن بدروغ داشت و برگرديد . 33 - پس بشد سوى اهل او شادمان و بمراد « 8 » 34 - سزاى است ترا سزاست « 9 » 35 - پس سزاست ترا سزاست « 10 » 36 - همى پندارد آدمى كه بگذارندش مهلت كرده ؟ « 11 » 37 - نه بود آبى گنده از آبى منى كارد وا كرده ؟ « 12 » 38 - پس بود چون خونى بسته پس بيافريد و راست كرد ؟
هامش
( 1 ) بىگمان داند كه نكنند بايشان كارى بزرگ يا بدى بزرگ . ( صو ) تظن ان يفعل بها فاقرة . [ فاقرة : الامر الشديد الذى يكسر فقار الظهر ] ( 2 ) سوگندست چون رسد جان باستخوانهاى سينه . ( صو ) - در متن « التراقى » معنى نشده . ( 3 ) و گويند كيست فسون كننده ( صو ) ( 4 ) و بىگمان داند كه اين جدا شدن است . ( صو ) - در متن ترجمهء « و ظن » سقط شده . ( 5 ) و بپيچد سختى به سختى . ( صو ) ( 6 ) راندن . ( صو ) ( 7 ) استوار نداشت و نماز نكرد . ( صو ) ( 8 ) پس برفت سوى كسهاى خويش همى خراميد . ( صو ) ( 9 ) هان ترا بيم ترا . ( صو ) اولى لك فاولى . ( 10 ) باز هان ترا بيم ترا ( صو ) ( 11 ) نمىپندارد مردم كه دست باز دارندش گذاشته ( صو ) ( 12 ) نبود از آبى اندك از آبى بيرون آيد بوىناك . ( صو ) كاردوى ، ترجمهء « طلع است » . رجوع شود به آيهء 99 سورة الانعام ( ص 454 )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1962 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى