11 - حقّا كه نه يابند « 1 » .
12 - سوى خداوند تو است آن روز جايگاه « 2 »
13 - و آگاه كنند مردمان را آن روز بدانچه پيش كردند و پس كردند « 3 »
14 - نه كه مردمان بر تن خويش بينااند
15 - و اگر بيوكند عذرهاى او « 4 »
16 - مه جنبان بدان زبان تو تا شتاب كنى بدان « 5 »
17 - حقّا كه بر ماست بهم آوردن آن و خواندن آن « 6 »
18 - و چون بخوانيم آن را متابعت كن خواندن آن را
19 - پس كه بر ماست « 7 » پيدا كردن آن
20 - حقّا نه ! كه دوست داشتيد اين جهان « 8 »
21 - و بگذاشتيد « 9 » آن جهان
22 - رويهااى آن روز درفشنده « 10 »
23 - سوى خداى ايشان نگرنده « 11 »
24 - و رويهااى آن روز ترش شده « 12 »
هامش
( 1 ) سوگند كه اند خسواره نيابند . ( صو ) كلّا لا وزر . [ ظاهرا كلمهاى در متن اوفتاده ، هر چند لازم نيست ] .
( 2 ) سوى خداوند تو باشد آن روز آرامگاه ( صو )
( 3 ) مردم را آن روز بدانچه پيش فرستاد . ( صو )
( 4 ) نه كه مردم بر تن خويش زيرك است و بينا و اگر هر چند پيدا كند عذرهاى خويش . ( صو )
( 5 ) مجنبان بدين سخن تا بشتابى بوى ( صو )
( 6 ) كه بر ماست گرد آوردن وى و خواندن وى .
( صو )
( 7 ) باز بر ماست . ( صو )
( 8 ) سوگندست كه شما دوست داريد اين جهان را . ( صو )
( 9 ) و دست باز داريد . ( صو )
( 10 ) رويها باشد آن روز تازه و شادان . ( صو )
( 11 ) سوى خداوند خويش نگران . ( صو )
( 12 ) و رويها باشد آن روز ترش . ( صو )