سورة القيمة مكية ، و هى اربعون آية
[ ترجمه ]
بنام خداى بخشايندهء مهربان « 1 »
1 - سوگند ياد كنم بروز رستاخيز « 2 »
2 - و سوگند ياد كنم بتنى ملامة كننده « 3 »
3 - همى پندارند مردمان كه نه بهم كنيم « 4 » استخوان او
4 - آرى تواناييم بر آنك راست كنيم استخوانهاى او « 5 »
5 - نه خواهند مردمان كه بر سامانى برسند پيش خويش « 6 »
6 - مىپرسد كه كى باشد روز قيامت
7 - چون گرم بود چشم نزديك برو « 7 »
8 - و بيوفتد ماهتاب « 8 »
9 - و بهم كنند « 9 » آفتاب و ماه تاب را
10 - گويند مردمان آن روز كجاست گريختنگاه « 10 »
هامش
( 1 ) بنام آن خدايى كه خلق را روز قيامت زنده گرداند . [ مهربان كه نامه ] بدست راست دهد و شمار آسان گرداند . بخشاينده كه از صراط بگذراند و از دوزخ . . .
( صو )
( 2 ) سوگند بروز رستخيز ( صو )
( 3 ) و سوگند بتن ملامت كننده .
( صو )
( 4 ) گرد نياريم . ( صو )
( 5 ) انگشتان ورا . ( صو )
( 6 ) نه كه خواهد مردم تا بدانى پيش فرستد . ( صو ) بل يريد الانسان ليفجر امامه [ ترجمهء متن ناهموار و ترجمهء « صو » نيز نارساست ] - بلكه مىخواهد انسان فسق و فجور را در زمان نزديك . ( ابو الفتوح )
( 7 ) چون كند شود چشم . ( صو ) فاذا برق البصر . [ و ترجمهء متن روشن نيست . ]
( 8 ) و تاريك شود ماه . ( صو )
( 9 ) و گرد آرند . ( صو )
( 10 ) گويد مردم آن روز كجاست گريزگاه ( صو )