6 - و آن كسها كه كافر شدند بخداى ايشان راست عذاب دوزخ و بدست آن جايگاه « 1 » .
7 - چون در اوفتند اندران جا بنيوشند آن را نالش و گريستنى بآواز و آن مىخروشد « 2 »
8 - و مىخواهد كه جدا شود « 3 » از خشم ، هر گه كه او كنند اندر آنجا گروهى پرسندشان خازنان آن كه : نه آمد بشما بيم كننده ؟
9 - گويند آرى بدرستى كه آمد بما بيم كنندهاى و بدروغ داشتيم ما و گفتيم كه : نفرستاد خداى هيچ چيز ، كه شما مگر اندر گمشدگى بزرگايد « 4 »
10 - و گفتند : اگر بوديمى و مىشنوديمى يا خرد داشتيمى نه بوديمى اندر خداوندان « 5 » دوزخ
11 - مقرّ شدند بگناهان خود ايشان سوختن باد خداوندان دوزخ را ! « 6 »
12 - آن كسها كه مىترسند از خداى ايشان بنهانى « 7 » ايشانراست آمرزشى و مزدى بزرگ .
13 - و بنهان كنيد گفتار شما يا آشكارا كنيد بدان « 8 » كه او داناست بخداوندان دلها
14 - آيا نداند آنك آفريد و اوست نيكوكار و آگاه ؟ « 9 »
هامش
( 1 ) به خداوند خويش عذاب دوزخست و بد جاى بازگشتن است . ( صو )
( 2 ) چون اندر افكنند ايشان را اندر آنجا بشنوند مر او را دميدنى و وى همى جوشد . ( صو )
( 3 ) خواهد كه گشاده شود . ( صو )
( 4 ) چيزى ، نيستيد شما مگر اندر گم بودگى بزرگ . ( صو )
( 5 ) اگر ما بشنيديمى يا دريافتيمى نبوديمى اندر باشندگان .
( صو )
( 6 ) مقر آمدند بگناهان خويش دورى و هلاك باد مر باشندگان دوزخ را ! ( صو )
( 7 ) به پنهان . ( صو )
( 8 ) ورا . ( صو )
( 9 ) چرا نداند آن را كه بيافريد ؟ و وى است بينندهء راز بندگان آگاه از كار بندگان . ( صو )