به مردى داده بود نام او ابو العاص . و ايشان هر سه كافر بودند .
و اين سخن پيش نادانان سخت منكر است ، و لكن اين بدان روزگار بود كه هنوز اين آيت نيامده بود :
وَ لا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ . . .
وَ لا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا
« 1 » و چون اين آيت بيامد آن گه نه پيغامبر و نه نيز هيچ مسلمان دختران بكافران ندادند و نه دختران كافران بزنى كردند و لكن پيش ازين اغلب پيغامبران زنان كافره داشتند چنان كه زن نوح و زن لوط ، و يعقوب بن اسحق را نيز دخترى داشت « 2 » و بملك كنعان داده بود و آن ملك آفتابپرست بود .
و پيغامبر عليه السّلم چون اين آيت بيامد دختران خويش را از پسران بو لهب بازستاند و بعثمان داد . و ابو العاص بيامد و مسلمان شد و پس به دو باز داد .
نه بينى كه خداى عزّ و جلّ گفت :
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ
« 3 » الآية . اين زن نوح و زن لوط هر دو كافر بودند . و نوح عليه السّلم ازين زن چهار پسر داشت : سام و حام و يافت « 4 » و كنعان . و اين كنعان كافر بود و با كافران يكى بود ، و او نيز با كافران غرقه شد و اين سه ديگر با نوح اندر كشتى بودند و از ان طوفان برستند .
و زن لوط هم چنان كافره بود ، و لوط را ازو سه دختر بود ، و هر چه لوط بكردى او برفتى و كافران را بگفتى . و چون جبريل و ميكايل و اسرافيل عليهم السّلم هر سه بر شبه سه غلام پيش لوط آمدند تا آن شهرستانها هلاك كنند و زن لوط برفت و آن مردمان را آگاه كرد .
هامش
( 1 ) البقرة 221
( 2 ) دختر بود . ( صو )
( 3 ) التحريم 10
( 4 ) يافث .
( تاريخ طبرى )