و اين قصّهها بجايگاه خود گفته آمدست و اين قدر از بهر آن ياد كرده آمد كه باشد كه كسى انديشه كند كه پيغامبر عليه السّلم دختران خويش بپسران ابو لهب چرا داد . و در آن پيش اين دختران بكافران همى دادند ، و دختران كافران مسلمانان زن همى كردند تا آن وقت كه اين آيت بيامد كه گفت :
لا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ . . .
وَ لا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا
« 1 » و چون اين آيت بيامد هيچ كس دختران بكافران ندادند و دختران ايشان نخواستند .
امّا اين آيت كه گفت :
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ
« 2 » زن فرعون آسيه بود و او زنى بود از مهتر زادگان و مسلمان بود ، و اندر زنى فرعون هم چنان مسلمانى همى كرد تا فرعون از كار او آگاه شد كه آسيه دين خويش آشكارا كرد ، و مر فرعون را گفت كه : تو بندهء خدايى ، و بدست تو هيچ چيز نيست ، و خداى عزّ و جلّ خداى منست ، و خداى همه عالميان است ، و ترا و مرا و همه خلايق را او آفريده است ، و آفريدگار آسمان و زمين و خلايق همه اوست .
پس فرعون چون آسيه ازينگونه سخنها همى گفت او را به عذاب بكشت ، و او را بستان باز خوابانيد ، و چهار ميخ آهنين بدست و پايهاى او بكوفت ، و به زمين اندر دوخت تا هم چنان بمرد . پيش از مردن گفت : « 3 »
رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
« 4 » و ايزد تعالى او را از دست فرعون برهانيد و بهشت عدن او را كرامت كرد جاودانه ، و آنچه از خداى خواست او را بداد .
و السّلم .
هامش
( 1 ) البقرة 221
( 2 ) التحريم 11
( 3 ) بدست و پاى او فرو برد و به زمين اندر دوخت پس آسيه گفت . ( صو )
( 4 ) التحريم 11