تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1891

مساهمون:

ص١٨٩١
اين عدّت نبايد داشتن ، و نكاح « 1 » نشايد مگر بفرمان پدر . امّا آن نكاح زن شوى بوده پيغامبر عليه السّلم گفت : الايمة املك لنفسها من وليّها . امّا نكاح پرستاران مسلمانان روا باشد . امّا نكاح ذوى العاهات آنست كه عيبى دارد و نكاح متعه است . اينست وجوه طلاق دادن زنان كه هر طلاقى بر گونه‌اى ديگر باشد و نكاح كردن نيز همچنين هر يكى بر گونه‌اى ديگر بايد كرد چنان كه پيدا كرده آمدست . امّا اين قصّه طلاق دادن زنان اينست كه پيدا كرده آمدست اندر كار زنان و نگاه داشتن ايشان و تا خواهند كه مىدارند « 2 » ايشان را ، و چون خواهند كه طلاق دهند برين‌گونه دهند كه ياد كرديم . و لختى ازين طلاق زنان بسورة البقره ياد كرده آمدست « 3 » پس چون اين قصّه تمام شد ايزد تعالى گفت :
الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ
- الى قوله -
مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ
« 4 » اين آيت اندرشان ياران پيغامبر عليه السّلم فرو آمده است و اندر كار مردانى كه ايشان به آخر زمان بيرون آيند ، و بدست ايشان چيزى نباشد مگر سياهى بر سپيدى نبشته ، و ايشان را بيرون آوردست از تاريكى بروشنايى و اندر بهشت جاى كند ايشان را . و اين آيت كه گفت :
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها
« 5 » اين
هامش
( 1 ) و نكاح دختر . ( صو ) ( 2 ) و نكاح كردن نيز همچنين است هر يكى را گونهء جداست چنانچه پيدا كرده آمد بر كار زنان و نگاه داشتن ايشان تا خواهند كه نگاه دارند ( صو ) ( 3 ) مجلد اول ، ص 144 ( 4 ) الطلاق 11 - 10 ( 5 ) الانعام 160