اين عدّت نبايد داشتن ، و نكاح « 1 » نشايد مگر بفرمان پدر .
امّا آن نكاح زن شوى بوده پيغامبر عليه السّلم گفت :
الايمة املك لنفسها من وليّها .
امّا نكاح پرستاران مسلمانان روا باشد .
امّا نكاح ذوى العاهات آنست كه عيبى دارد و نكاح متعه است .
اينست وجوه طلاق دادن زنان كه هر طلاقى بر گونهاى ديگر باشد و نكاح كردن نيز همچنين هر يكى بر گونهاى ديگر بايد كرد چنان كه پيدا كرده آمدست .
امّا اين قصّه طلاق دادن زنان اينست كه پيدا كرده آمدست اندر كار زنان و نگاه داشتن ايشان و تا خواهند كه مىدارند « 2 » ايشان را ، و چون خواهند كه طلاق دهند برينگونه دهند كه ياد كرديم . و لختى ازين طلاق زنان بسورة البقره ياد كرده آمدست « 3 » پس چون اين قصّه تمام شد ايزد تعالى گفت :
الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ
- الى قوله -
مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ
« 4 » اين آيت اندرشان ياران پيغامبر عليه السّلم فرو آمده است و اندر كار مردانى كه ايشان به آخر زمان بيرون آيند ، و بدست ايشان چيزى نباشد مگر سياهى بر سپيدى نبشته ، و ايشان را بيرون آوردست از تاريكى بروشنايى و اندر بهشت جاى كند ايشان را .
و اين آيت كه گفت :
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها
« 5 » اين
هامش
( 1 ) و نكاح دختر . ( صو )
( 2 ) و نكاح كردن نيز همچنين است هر يكى را گونهء جداست چنانچه پيدا كرده آمد بر كار زنان و نگاه داشتن ايشان تا خواهند كه نگاه دارند ( صو )
( 3 ) مجلد اول ، ص 144
( 4 ) الطلاق 11 - 10
( 5 ) الانعام 160