به همه چيزى دانش
ترجمة سورة الطلاق
و اين سورة الطّلاق بمدينه فرو آمده است اندر كار زنان و طلاق دادن ايشان ، تا بدانند كه طلاق بعدّت بايد دادن .
و چنان بايد كه چون زن را طلاق دهى او حايض نباشد ، و چون با او گرد آمده باشى روا نباشد او را طلاق دادن تا پاك گردد .
و چون زن از حيض پاك گردد او را يك طلاق بايد دادن پيش دو مرد گواه ، و بفرمايدش تا عدّه گيرد . و آن نكاح بدست مرد بود اگر خواهد او را بزنى گيرد . و چون حايض شود و پاك گردد يك طلاق ديگرش بدهد ، و زن هم چنان عدّت مىدارد ، و كار بدست مرد بود اگر خواهد او را با زنى تواند گرفت . چنان كه گفت عزّ و جلّ :
الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ
« 1 » اگر خواهد او را باز بزنى گيرد تا « 2 » ديگر بار حايض شود و پاك گردد . پس سه ديگر طلاقش بدهد و آن گاه كار از دست مرد برود ، و آن زن را نيز با زنى نتواند گرفت تا آن گاه كه اين شوهرى « 3 » ديگر بكند . چنان كه گفت عزّ و جلّ :
فَإِنْ طَلَّقَها فَلا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ
« 4 » طلاق سنت اينست و طلاق عدّت همچنين است .
و امير المؤمنين عمر بن الخطّاب « 5 » چون ازين جهان بيرون خواست شد كار خليفتى بشورى او كند ميان شش تن از ياران پيغامبر عليه السّلم ،
هامش
( 1 ) البقرة 229
( 2 ) اگر خواهد او را بزنى گرفتن باشدش تا . ( صو )
( 3 ) كه اين زن شوى . ( صو )
( 4 ) البقرة 230
( 5 ) نهبينى كه عمر بن الخطاب رضى اللَّه عنه . ( صو )