روياروى . و چهارگونه آنست كه آن بلفظ زبان روياروى روا نباشد .
امّا طلاق عدّت آنست كه گفته آمده است از پيش .
و طلاق سنّت آنست كه چون سر بشورد « 1 » و پاك گردد او را يك طلاق دهد اندر سه پاكى ، بىآن كه با او گرد آيد ، زن ازو جدا باشد .
و اگر مرد بميان اين پاكيها پيش از آن كه سه پاكى بگذرد اين زن را باز زنى خواهد ، روا باشد اگر زن « 2 » خواهد ، و اگر نخواهد روا نباشد .
و حكم آن بر زن باشد نه بر مرد .
امّا طلاق آن زن كه شوهر با او گرد نيامده باشد و شوهر او را سه طلاق بدهد ، حالى طلاق بر اوفتد و زن ازو « 3 » جدا شود ، خود به پاكى ننگرند و حال عدّت ازو زايل است از بهر آن كه خود با او گرد نيامده است و شايد كه هم اندروز شوهر « 4 » كند .
امّا طلاق زن بارور سبيل او هم چنان باشد كه هر وقتى كه خواهد او را طلاق دهد و عدّت آن وقت كه « 5 » بار دارد ، از عدّت آن وقت بيرون آيد كه بار بنهد و نشايد به دو باز رجعت كردن و شوهرى ديگر نتواند كردن .
امّا آن طلاق كه طلاق پير زن باشد و حايض شود جدا شدن ازو سه ماهست و چون سه ماه تمام شود عدّت بسر آيد .
امّا طلاق غايب از شهر بتاريخ آن روز كه درست شود طلاق عدّت نبايد بيشر ، چون سه ماه بر آيد عدّت او تمام شود .
امّا طلاق دختر خرد نارسيده كه مرد با او گرد نيامده باشد او را
هامش
( 1 ) بشويد . ( صو )
( 2 ) زن نيز . ( صو )
( 3 ) برو افتد و آن زن از وى . ( صو )
( 4 ) كه اندر روز شوى . ( صو )
( 5 ) و عدت آنكه . ( صو )