بر او « 1 » روزى او هزينه كند از آنچه داد او را خداى عزّ و جلّ ، نه مكلّف كند خداى تنى را مگر آنچه داد او را ، كند خداى پس تنگى آسانى « 2 »
8 - و چند از ديهى كه نافرمان شدند « 3 » از فرمان خداوند ايشان و پيغامبران او حساب كرديم يا ايشان حساب كردنى سخت و عذاب كرديم ايشان را عذابى منكر « 4 »
9 - بچشند و بال كار ايشان ، و بود سرانجام كار ايشان زيانى « 5 »
10 - بر ساخت « 6 » خداى عزّ و جلّ ايشان را عذابى سخت ، بترسيد از خداى عزّ و جلّ خداوندان خردها ، اى آن كسها كه بگرويدند ، بدرستى كه فرو فرستاد خداى عزّ و جلّ سوى شما ياد كردنى « 7 »
11 - پيغامبرى كه مىخواند بر شما آيتهاى خداى بپيداايها « 8 » تا بيرون آرد آن كسها را كه بگرويدند و كردند نيكيها از تاريكيها سوى روشنايى ، و آنك بگرود بخداى عزّ و جلّ و كند نيكى اندر آرد او را اندر بهشتها كه همى رود از زير آن جويها جاودانه اندر آنجا هميشه ، بدرستى كه نيكو كرد خداى او را روزى .
12 - خداى عزّ و جلّ آنك بيافريد هفت آسمان و از زمين هم چنان ، فرود آيد فرمان ميان ايشان تا بدانيد كه خداى عزّ و جلّ بر همه چيزى تواناست ، و كه خداى عزّ و جلّ تواناست كه اندر گزينست « 9 »
هامش
( 1 ) و هر كرا تنگ گردانند بر وى . ( صو )
( 2 ) زود بكند خداى سپس تنگى فراخى . ( صو )
( 3 ) كه بيرون رفت . ( صو )
( 4 ) شمار كرديم با وى شمارى سخت و عذاب كرديمش عذابى سخت . ( صو )
( 5 ) بچشند عقوبت كار خويش و بود سرانجام كار وى زيانكارى . ( صو )
( 6 ) آماده كرد . ( صو )
( 7 ) ياد كردى . ( صو )
( 8 ) پيدا كرده . ( صو )
( 9 ) تمام دانستست بهر چيزى دانشى . ( صو ) [ در متن ظاهرا « اندر گرفتست » ] و ان اللَّه قد احاط بكل شىء علما