سوى مدّتى نزديك صدقه دهم و باشم « 1 » از نيكان !
11 - و نه باز دارد خداى عزّ و جلّ هيچ تنى را چون بيايد مدّت آن ، « 2 » و خداى عزّ و جلّ آگاهست بدانچه همى كنيد
ترجمة سورة المنافقون « 3 »
و اين سورة المنافقون بمكّه فرو آمده است اندر كار عبد اللَّه بن ابىّ سلول و آن وقت كه پيغامبر عليه السّلم بدان غزو بنى المصطلق بيرون رفته بود .
و اين مردمانى بودند از عرب و بر سر آبى فرو آمده بودند كه آن را مرتسم « 4 » خواندند و اين غزو را غزو مرتسم گويند ، و نيز غزو بنى المصطلق خوانند . و اين سورة المنافقون بدين غزو فرو آمده است .
و چون خبر بپيغامبر عليه السّلم آوردند كه بر سر آب مرتسم خلقى از عرب فرو « 5 » آمدهاند ، و همى خواهند كه بمدينه آيند ، و در مدينه اوفتند و غارت كنند ، و مردى بر ايشان مهتر است نام او الحارث بن ابى سوار . « 6 » پس پيغامبر عليه السّلم سپاهى را گرد كرد و بدين بنى المصطلق برفت و با ايشان بحرب اندر پيوست ، و خلقى را از ايشان بكشت ، و باقى جمله بهزيمت برفتند و زن و فرزند و خواستها جمله رها كردند و برفتند . و پيغامبر عليه السّلم آن غنيمت بر ياران قسمت كرد ، و هفت روز آنجايگاه
هامش
( 1 ) يا خداوند من چرا زمان ندادى مرا تا زمانهء نزديك تا صدقه دادمى و بودمى .
( صو )
( 2 ) و زمان ندهد خداى تنى را چون بيايد زمانهء وى . ( صو )
( 3 ) ترجمة المنافقون . ( صو )
( 4 ) مرتسم . ( صو ) - حتى لقيهم على ماء لهم يقال له : المريسيع ، من ناحية قديد الى الساحل . ( السيرة النبوية ) ، و مرتسم اشتباهى است واضح .
( 5 ) گرد . ( صو )
( 6 ) الحارث بن ابى ضرار . ( السيرة النبوية )