امام على عليه السّلام در اشارهء صريحى به اين مطلب فرمود :
« خذوا العطاء ما كان طعمة ، فاذا كان عن دينكم فارفضوه أشدّ الرّفض ؛ « 1 »
سهم بيت المال را تا جايى كه به دينتان مربوط نمىشود بپذيريد ، اما همين كه در قبال خريد دين شما بود ، آن را به شدت رد كنيد . »
براى اطلاع از تلاشهاى هيأت حاكمه كه به منظور دادن رشوه به ابو ذر انجام شد ، رجوع كنيد به كتاب ما « دراسات و بحوث فى التاريخ و الاسلام » ( ج 1 ، بحث ابو ذر ، مسلمان يا سوسياليست ) .
آرى ، علاوه بر موارد فوق ، نظام حاكم پس از جريان سقيفه در صدد بود تا كار خود را محكم نمايد و به هيچگونه مانورى - از هر نوع و از جانب هر كس كه باشد - مجال خودنمايى و اظهار وجود ندهد .
ابو بكر براى خلافت پس از خود به نفع عمر وصيت كرد . براى روى كار آمدن بنى اميه به زمينهسازى و مقدمهچينى پرداخت . وقتى كه ابو بكر در مرض موت بود ، عثمان را خواست تا وصيتنامهاش را بنويسد . در همين حال ابو بكر به اغما فرو رفت و بىهوش شد . عثمان نام عمر را نوشت « 2 » . چون ابو بكر به هوش آمد و از كار عثمان آگاه شد ، گفت : « اگر عمر را وامىگذاشتم ، از تو چشم نمىپوشيدم . » « 3 »
هامش
( 1 ) . كنز العمال ، ج 4 ، ص 382 .
( 2 ) . احدى را پيدا نكرديم كه در صحّت خلافت عمر اعتراض كرده باشد كه نام وى زمانى نوشته شد كه ابو بكر در حالت اغما بود ، اما اين كار موجب اختلاف و فتنه نگرديد . در حالى كه خود مىگويند :
كارى كه عمر كرد و در بستر مرگ رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله وى را به هذيانگويى متهم كرد و مانع از نوشتن وصيت رسول صلّى اللّه عليه و آله گرديد ، كاملا به جا بود ، زيرا اگر آن نوشته بر روى كاغذ مىآمد ، در آينده موجب اختلاف و فتنهانگيزى مىشد . سبحان اللّه ! چگونه مىتوان چنين ادعايى در حق رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله كرد ؟ ! « ر . ك : المراجعات ؛ دلائل الصدق ؛ النص و الاجتهاد . »
( 3 ) . ر . ك : تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 618 ؛ كامل ابن اثير ، ج 2 ، ص 425 ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ،