ساختن انصار هوادار على و اهل بيت عليهم السّلام از راه يافتن به مراكز نفوذ و نيز برخوردارى از كوچكترين حقوق اجتماعى خود « 1 » ، و گذشته از اين كه زر و سيم را براى بستن دهان مخالفان به خدمت گرفتند ؛ چنان كه مشهور است :
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ابو سفيان را براى جمعآورى زكات به منطقهاى اعزام كرده بود . پس از رحلت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله با مقاديرى مال الزكات به مدينه آمد . عمر به ابو بكر گفت :
« ابو سفيان از مأموريت بازگشته است و ما از شرّش در امان نيستيم ؛ به نظر من هر آنچه را با خود آورده به او واگذار كن ! ابو بكر همان كرد كه عمر گفت . ابو سفيان نيز راضى و خشنود گرديد . » « 2 »
آنگاه كه ابو سفيان در اوج خشم و عصيان عليه آنان بود ، به دو خبر دادند كه ابو بكر پسرش را كارگزار خلافت كرده است ؛ فى الفور گفت :
« خدايا ! همانطور كه او خويشاوندى را به جاى آورد ، ديگران نيز دربارهاش حق خويشاوندى را رعايت كنند ! » « 3 »
« چون مردم با ابو بكر بيعت كردند ، اموال بيت المال را بينشان تقسيم كرد .
سهم پيرزنى از قبيلهء بنى عدى بن نجار را با زيد بن ثابت فرستاد . پيرزن گفت : اين چيست ؟ زيد گفت : سهمى است كه ابو بكر براى زنان اختصاص داده است .
گفت : آيا مىخواهيد با اين مال دين مرا بخريد ؟ گفتند : خير » . روايت مىگويد كه زن مال را نپذيرفت و از قبول آن سرباز زد « 4 » .
هامش
( 1 ) . ر . ك : الصحيح من سيرة النبى الأعظم ( از همين مؤلف ) ، ج 3 ، ص 150 - 155 و 217 و 218 . در بارهء تلاش عثمان براى رشوه دادن به ابن ابو حذيفه ، ر . ك : انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 388 .
( 2 ) . ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 44 ؛ دلائل الصدق ، ج 2 ، ص 39 ، ( نقل از : تاريخ طبرى ) .
( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 449 ؛ دلائل الصدق ، ج 2 ، ص 39 ، ( نقل از : تاريخ طبرى ) .
( 4 ) . حياة الصحابة ، ج 1 ، ص 420 ، ( نقل از : كنز العمال ، ج 3 ، ص 130 ) .