اين مرد در نظر گرفته بود كه اگر حضرت به اين پرسشها پاسخ دهد ، بدان معناست كه كسانى كه حقش را غصب كردهاند ، اهل ايمان نيستند و اگر از پاسخ آنها درماند ، وى و ديگران در يك سطح بوده و با هم برابرند .
در آن موقع امير المؤمنين و فرزندش امام حسن عليهما السّلام و سلمان ( ره ) در مسجد الحرام بودند . امير المؤمنين آن مرد را به امام حسن عليه السّلام هدايت كرد .
امام حسن عليه السّلام طورى پاسخ داد كه آن مرد قانع شد . امير المؤمنين خبر داد كه او خضر است . « 1 »
معاويه كسى را نزد امير المؤمنين فرستاد تا از حضرت بپرسد : « فاصلهء ميان حق و باطل چه اندازه است ؟ قوس و قزح و نيز مؤنث چيست ؟ آن ده چيز كه برخى سختتر از برخى ديگر است كدام است ؟ » امير المؤمنين عليه السّلام او را به امام حسن عليه السّلام راهنمايى كرد و حضرت به همهء آنها پاسخ فرمود . « 2 »
پادشاه روم مسائلى را براى معاويه فرستاده و از او پاسخ خواست ، اما معاويه در پاسخ آنها درماند . مسائل را براى امام حسن عليه السّلام فرستاد تا حضرت بدان پاسخ گويد . « 3 »
در بعضى از نصوص آمده كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله پرسشهايى را به امام حسن عليه السّلام ارجاع داد تا بدانها پاسخ گويد . « 4 »
روزى امير المؤمنين عليه السّلام از فرزندش حسن عليه السّلام خواست كه نامهاى به
هامش
( 1 ) . اثبات الوصيه ، ص 157 و 158 ؛ احمدى از بحار الانوار ، ج 14 ، ص 396 ؛ احتجاج طبرسى به طور مرسل و نيز از المحاسن و على بن ابراهيم .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 43 ، ص 335 ؛ عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، ج 1 ، ص 66 ؛ تحف العقول ، ص 160 - 162 ، نقل از : ابن ابى الحديد ، ج 10 ، ص 129 - 131 ؛ ظاهرا در بيان ارقام اشتباهى صورت گرفته است .
( 3 ) . ر . ك : ربيع الابرار ، ج 1 ، ص 722 .
( 4 ) . بحار الانوار ، ج 43 ، ص 335 .