تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة السياسية للامام الحسن ( ع ) ( تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
را به خود جلب مىكند . قاضى نعمان در كتاب شرح الاخبار به سند خود از عبادة بن صامت و جماعتى از ديگران نقل مىكند كه مرد بيابانگردى نزد ابو بكر آمده و گفت : من در حال احرام چند تخم شترمرغ را پخته و خورده‌ام ؛ اكنون بگو تكليف من چيست و چه چيزى بر من واجب است ؟ ابو بكر كه نتوانست پاسخ او را بدهد گفت : قضاوت در اين مسأله بر من مشكل است ، و او را به سوى عمر راهنمايى كرد . عمر نيز او را به عبد الرحمن معرفى كرد و او نيز در پاسخ مرد عرب درماند ، و چون همگى درمانده شدند ، آن مرد را به امير المؤمنين راهنمايى كردند و چون به نزد امير المؤمنين آمد ، حضرت به حسنين اشاره كرده فرمود : « سل أى الغلامين شئت ؛ از اين دو پسر ، از هر كدام خواستى سؤال كن ! » حسن فرمود : « يا اعرابى ! أ لك إبل ؟ ؛ اى اعرابى ! آيا شتر دارى ؟ ! گفت : آرى . فرمود : فاعمد الى عدد ما أكلت من البيض نوقا ، فاضربهنّ بالفحول ، فما فصل منها فأهده الى بيت اللّه العتيق الذي حججت اليه ؛ به عدد تخم‌هايى كه خورده‌اى ، شترهاى ماده را با شترهاى نر وادار به جفت‌گيرى كن و هر بچه شترى كه متولد شد به خانهء خدا كه در آن حج به جاى آوردى هديه كن ! » امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : « انّ من النوق السلوب و منها ما يزلق ؛ [ پسر جان ! ] شتران گاهى بچه مىاندازند و گاهى هم بچه مرده به دنيا مىآورند .
الحياة السياسية للامام الحسن ( ع ) ( تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 149 | سيد جعفر مرتضى العاملي / محمد سپهرى