گفت : هر دو اينها بايد آزاد شوند و خونبهاى مقتول از بيت المال پرداخت شود ! على عليه السّلام پرسيد : چرا ؟ امام عرض كرد : چون خداى تعالى فرموده :
« مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً ؛
« 1 »
هر كس انسانى را زنده كند ، گويا همهء مردم را زنده كرده است . »
پرسشهاى ديگرى نيز هست كه امير المؤمنين عليه السّلام در مورد سداد ، شرف و مروّت و نيز ديگر صفات از فرزندش امام حسن عليه السّلام پرسيده و امام عليه السّلام به يكايك آنها پاسخ فرموده است « 2 » .
مردى پرسشهايى دربارهء ناس ، اشباه الناس و نسناس از امام پرسيد ، كه حضرت او را به امام حسن عليه السّلام راهنمايى كرد و آن حضرت به آنها پاسخ داد . « 3 »
از ديگر سوى ، امير المؤمنين از فرزندش امام حسن عليه السّلام پرسيد :
« بين ايمان و يقين چقدر فاصله است ؟ فرمود : چهار انگشت . فرمود چگونه ؟ امام حسن عليه السّلام فرمود : ايمان آن است كه با گوش خود مىشنوى . » « 4 »
مردى خدمت امير المؤمنين عليه السّلام شرفياب شد و پرسشهايى از او كرد ؛ از جمله سؤال كرد : وقتى انسان مىخوابد ، روحش به كجا مىرود ؟ چگونه انسان چيزى را به خاطر مىآورد و چيزى را از ياد مىبرد ، و چگونه افراد به دايى يا عموى خود شباهت پيدا مىكنند ؟
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 11 ؛ مائده ( 5 ) آيهء 34 .
( 2 ) . ر . ك : نور الابصار ، ص 121 ؛ تهذيب تاريخ دمشق ، ج 4 ، ص 220 و 221 ؛ حلية الاولياء ، ج 2 ، ص 36 ؛ البداية و النهايه ، ج 8 ، ص 39 ؛ حياة الحسن عليه السّلام ، ج 1 ، ص 138 - 140 ؛ كشف الغمه ، ج 2 ، ص 194 و 195 ؛ ابن صبّاغ مالكى ، الفصول المهمه ، ص 144 ؛ معانى الاخبار ، ص 243 و 245 ؛ تحف العقول ، ص 158 و 159 ، نقل از : شرح نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 250 و از بحار الانوار ، ح 17 و ديلمى ، ارشاد القلوب ، ج 1 ، ص 116 و از مطالب السئول .
( 3 ) . تفسير فرات ، ص 8 ؛ بحار الانوار ، ج 7 ، ص 150 .
( 4 ) . عقد الفريد ، ج 6 ، ص 268 ؛ ر . ك : بحار الانوار ، ج 43 ، ص 357 .