حسن عليه السّلام فرمود :
« ان يكن من النوق السلوب و ما يزلق ، فان من البيض ما يمرق ؛
[ پدر جان ! ] اگر شتران گاهى بچه مىاندازند و يا بچهء مرده به دنيا مىآورند ، تخم نيز گاهى فاسد و بىخاصيت مىشود . »
در اين وقت ، حاضران صدايى شنيدند كه مىگفت :
« ايّها النّاس انّ الّذى فهّم هذا الغلام هو الذي فهّمه سليمان بن داود ؛
اى مردم ! كسى كه به اين پسرك فهمانيد ، همان كسى بود كه به [ حضرت ] سليمان فهمانيد . « 1 »
در اينجا داستان ديگرى نيز هست و آن داستان كسى است كه چون ديد فرد بىگناهى كشته مىشود ، اقرار كرد كه قاتل واقعى من هستم . امير المؤمنين حكم كرد كه قصاص از اين مرد برداشته شود ، زيرا اگر او انسانى را كشته ، انسان ديگرى را زنده كرده است و هركس انسانى را زنده كند ، بر او قصاص نيست .
ابن شهر آشوب گويد :
« در كافى و تهذيب از امام باقر عليه السّلام روايت شده كه آن حضرت فرمود :
امير المؤمنين عليه السّلام فتواى اين قضاوت را از فرزندش حسن جويا شد و او در پاسخ
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 10 ؛ بحار الانوار ، ج 43 ، ص 335 و 354 و 355 ، نقل از : مناقب ؛ حياة الحسن عليه السّلام ، ج 1 ، ص 86 و 87 .
منابع ذيل ، اين قضيه را نقل كردهاند ، بدون اين كه محول شدن سؤال به امام حسن عليه السّلام را بيان كنند :
ذخائر العقبى ، ص 82 ؛ احقاق الحق ، ج 8 ، ص 207 ؛ فرائد السمطين ، ج 1 ، ص 342 و 343 ؛ الغدير ، ج 6 ، ص 43 از بعضى از منابع مذكور و از كفاية الشنقيطى ، ص 57 ؛ الرياض النضره ، ج 2 ، ص 50 و 194 ؛ ابن عساكر ، ترجمهء امير المؤمنين عليه السّلام ( پاورقى ) ، ج 3 ، ص 42 و 43 ، نقل از : بعضى از منابع مذكور و از تاريخ ابن عساكر ، ترجمهء محمد بن زبير ، ج 49 ، ص 83 يا 498 .