تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
چاهى كه سر راه بود فرورفت و راكب و مركب در آن فرورفتند و سر و گردن محمود شكست و بلافاصله مرد ، خدا مىداند . مؤلف گويد : در يكى از مواضع چنين يافتم علت منازعه و ناراحتى امير غياث الدّين منصور از شيخ على آن بود كه وقتى شيخ تصميم گرفت تا تغييرى در قبلهء شهرهاى ايران بدهد و هم‌زمان امير منصور در شيراز بود امير منصور از تصميمى كه شيخ گرفته بود كه سرانجام قبلهء شيراز را هم تغيير خواهد داد ناراحت شد و حاضر نبود قبلهء شهرى كه وى در آن زيست دارد به دست شيخ على تغيير پيدا كند و نمىخواست جز خود او ديگرى در امور دينى شهر شيراز مداخله داشته باشد ، زيرا مداخلهء شيخ در تغيير قبله شيراز دليل بر آن بود كه امير از چگونگى قبلهء شهر خود اطلاعى ندارد ، به همين خاطر درصدد ممانعت برآمد و حاضر نشد كه ديگران از بىاطلاعى قبله شهرش باخبر شوند و چنين استناد كرد كه تعيين قبله منوط به دايره هنديه « 1 » اوست اين دايره هم مربوط به دانشمندان رياضيدان است نه مربوط به فقها . هنگامى كه شيخ على از ممانعت وى خبردار شد اين آيه را مرقوم داشته و براى او ارسال داشت :
سَيَقُولُ السُّفَهاءُ ( مِنَ النَّاسِ ) ما وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كانُوا عَلَيْها قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
« مردمى كه بد و خوب خود را تميز نمىدهند مىگويند چه باعث شد كه از قبله‌اى كه به‌سوى آن توجه كرده بودند روى برگردانيدند در پاسخ آنان بگو خاور و باختر جهان در دست اختيار خداست هركسى را كه بخواهد به راه راست هدايت و راهنمايى مىفرمايد . » پس از آنكه توقيع شيخ على به دست امير منصور رسيد اين آيه را در پاسخ شيخ على گسيل داشت :
وَ لَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ بِكُلِّ آيَةٍ ما تَبِعُوا قِبْلَتَكَ وَ ما أَنْتَ بِتابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ ما بَعْضُهُمْ بِتابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ
« هرگاه هرگونه معجزهء براى اهل كتاب بنمايى آنان از قبلهء تو پيروى نمىنمايند و تو هم از قبلهء آنان پيروى نخواهى كرد چنانچه برخى تابع قبلهء ديگرى
هامش
( 1 ) - دائره هنديه صفحهء است كه بر روى آن ساعات شبانه‌روزى حك شده بوده است - م .