تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
نعمة اللّه كدورتى پيش آمد و به فرمان سلطان ، امير نعمة اللّه را نفى بلد كرده و به بغداد رفت و از كدورات ديگر بين شيخ و نعمة اللّه را كه در سرگذشت سيد نعمة اللّه ذكر كرده‌ام و از اتفاقات آن بود كه فاصله مرگ شيخ كركى و امير نعمة اللّه كه در بغداد پيش‌آمده بيش از ده روز نبوده است . و از جمله كرامتهايى كه در شأن شيخ محقق اتفاق افتاده آن بود كه محمود بيك مهردار كه از سرسخت‌ترين دشمنان شيخ على بود در هنگام عصر روز جمعه‌اى كه در ميدان صاحب‌آباد در حضور شاه‌تهماسب به چوگان‌بازى مشغول بود ، شيخ على از فرصت استفاده كرد و در آن هنگام كه دعا مستجاب است براى دفع شرارت و فتنه‌توزى و تباه‌كارى او به دعاى سيفى و دعاى انتصاف مظلوم از ظالم كه منسوب به حضرت سيد الشهداء عليه السّلام است اشتغال ورزيد . هنوز دعاى ثانى ( انتصاف ظالم از مظلوم ) را به اتمام نرسانيده بود و جملهء « قرّب اجله و ايتم ولده » را بر زبان داشت كه محمود بيك هنگامى كه سرگرم چوگان‌بازى بود از اسب سرنگون شد و بلافاصله به مالك دوزخ پيوست « 1 » . مؤلف گويد : در يكى از تاريخهاى پارسى آن روزگار ديده‌ام كه محمود بيك تصميم گرفته بود در عصر روز آن جمعه پس از فراغت از چوگان‌بازى شاه‌تهماسب - كه خود او هم به آن بازى اشتغال داشت - به خانه شيخ على رفته و شيخ مبرور را با شمشير از پاى درآورد و پيش از اين هم براى عملى كردن انديشه شوم خودش با چند تن از اميران كه كينه باطنى با شيخ داشتند قرارداد قتل شيخ را گذارده بود ، ليكن اتفاق چنان بود كه وقتى محمود از بازى آسوده‌خاطر و عازم خانهء شيخ شد دست اسب محمود در
هامش
( 1 ) - دعايى كه جمله مزبور « قرّب اجله و ايتم ولده » در آن آمده در مهج الدعوات ذيل قنوتات ائمه عليهم السّلام از حضرت موسى بن جعفر روايت كرده كه آن حضرت اين دعا را در قنوت مىخوانده است و در ذيل ادعيه گزيده‌اى از حضرت امام على النقى الهادى ( ع ) همين دعا را با اندك تغييرى و با داشتن همان جمله روايت كرده كه آن حضرت آن دعا را خواند و پس از سه روز متوكل عباسى به دست منتصر از پاى درآمد و چنانچه در اين كتاب اصل دعا منسوب به حضرت سيد الشهداء است و امام هادى هم فرموده اين دعا از گنجينه‌هاى پدران ماست كه به ارث به ما رسيده و از هر اسلحه‌اى براى دفع دشمن استوارتر است - م .
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 535 | محمد باقر ساعدى / الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني