تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
بديهى است بنا بر مشهور كركى به فتح كاف و راء بىنقطه و پس از آن كاف و در آخر آن يا كه نسبت به كرك با حركت كاف و راء دارد ، روستايى بزرگ بلكه شهركى است در جبل عامل از شهرهاى شام كه آنجا را كرك نوح گويند . درعين‌حال بنا به ضبط امير شرف الدّين على شولستانى آن كلمه را به فتح كاف اولى و سكون راء بىنقطه و كاف آخر ضبط كرده و اين ضبط بيرون از تأمل نخواهد بود « 1 » . و صورت فرمانى كه شاه‌تهماسب در خصوص زمينها و ديگر از تيولها در اختيار
هامش
- گزارد و خطاب به او گفت : از آنجا كه شما نائب امام هستيد همه‌گونه حق فرمانروائى داريد و من از كارگزاران شما هستم و به امر و نهى شما قيام مىكنم و شيخ هم فرمانهائى به اطراف صادر كرد و دستورات لازم را توقيع فرمود و شاه هم دستورهاى او را امضا نمود و آن‌قدر در اشاعه مذهب شيعه كوشيد تا او را مخترع مذهب خواندند . در همان اوقات سفير روم به ايران آمد و در حضور تهماسب با شيخ ملاقات كرد و خطاب به وى گفت تاريخ طريقه اختراعى شما « مذهب ناحق » است كه مطابق با 906 باشد . شيخ گفت ما عربيم و زبان ما با لغت عجم سازگارى ندارد ، بنابراين تاريخ مذهب ما « مذهبنا حق » و او از خجالت پاسخى نداشت . گويند در سال 916 كه شاه اسماعيل وارد هرات شد لشكريان احمد بن يحيى بن سعيد تفتازانى معروف به حفيد را كشته بودند . شيخ از كشته شدن او سخت ناراحت بود و مىگفت هرگاه او را نكشته بودند مىتوانستيم پس از مباحثاتى موجبات هدايت مردم هرات را فراهم كنيم و تا آخر عمر از اين پيش‌آمد ناراحت بود - م . ( 1 ) - از مجلد چهارم معجم البلدان استفاده مىشود كه كلمه « كرك » نام دو محل بوده است ، يكى به سكون را كه نام قريه‌اى است در اصل جبل عامل كه حافظ ابو بكر محمد بن عبد الغنى بن نقطه ضبط كرده است و از آنجاست ابو الرضا احمد بن طارق نسان كركى به سكون و ديگرى كرك به فتح راست و شايد تأمل مؤلف در بالا اشاره به امتياز اين دو محل بوده باشد . ياقوت پس از ضبط دو محل مىنويسد : ابو الرضا سال 529 هجرى متولد شد . وى ثروتمندى بخيل بود و غلام كنيزى نداشت و نان‌خورى از سفرهء او بهره‌مند نمىشد و حتى به خود هم سخت مىگرفت . وى به سماع جمعى از محدثان رسيده و براى سماع حديث به شهرهايى از جمله مصر رفت و در حديث مورد وثوق بود و هرچه را مىنوشت در كمال استوارى بود جز اينكه محدثى خبيث الاعتقاد و رافضى بود . وى در 16 ذيحجه سال 592 درگذشت و چند روزى جسدش در خانه ماند و كسى از مرگ او اطلاع نيافت به‌طورىكه گفته‌اند موش دهان و گوش او را خورده بود - م .
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 538 | محمد باقر ساعدى / الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني