تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
قوله بر لمعهء شهيد داشته باشد . شگفت اينجاست با آنكه روملو معاصر با محقق بوده است چگونه اين شرح را به وى نسبت داده و اين موضوع بر او مشتبه مانده است « 1 » . پيش از اين از روملو نقل كرديم . از آثار محقق ، شرح و حاشيه بر ارشاد است و اين جمله از باب عطف تفسيرى است ، زيرا ما در آثار محقق شرح ديگرى به غير حاشيهء ارشاد براى وى سراغ نداريم و ممكن است شرح ارشاد شهيد ثانى را به خطا به محقق ثانى نسبت داده باشد . در جاى ديگر از آن تاريخ گويد : امير نعمة اللّه حلّى از شاگردان شيخ على كركى بود سپس از وى اعراض كرد و به شيخ ابراهيم قطيفى كه با شيخ على كركى خصومت داشت پيوست و با جمعى از دانشوران آن عصر از قبيل ملا حسين اردبيلى و ملا حسين قاضى مسافر و ديگران كه با شيخ على كدورتى داشتند قرار گذارد تا در حضور شاه‌تهماسب راجع به نماز جمعه با وى مباحثه نمايد و آنان هم از وى پشتيبانى نمايند و گذشته از ايشان با گروهى از امرا كه با شيخ على عداوت باطنى داشتند همين قرارداد را در ميان گذارد كه خوشبختانه به مقصود خود نرسيد و اين گفتگو جامهء عمل به خود نپوشيد . و از پيش‌آمدهاى بر خلاف انتظار كه در آن هنگام به وقوع پيوست آن بود كه يكى از اشرار و بدكرداران نامه‌اى مشتمل بر انواع دروغ و بهتان نسبت به شيخ نوشته و آن را در دارالاماره شاه‌تهماسب كه واقع در صاحب‌آباد تبريز در كنار زاويه نصيريه بود با خط ناآشنايى كه معلوم نبود نويسندهء آنچه شخصى بوده انداخته و همه‌گونه كارهاى زشت را به شيخ مبرور نسبت دادند كه به خواست حضرت پروردگار نامه بهتان‌آميز و ديگر از دشمنيهاى مخالفان اندك اثرى در وجود سلطان نكرد بلكه با جدّيت و كوشش فراوانى درصدد برآمدند تا نويسندهء آن نامه را بازشناسى نمايند و بالاخره به اين نتيجه رسيدند كه امير نعمة اللّه از چگونگى آن اطلاع داشته است ، به همين مناسبت ميان شيخ و امير
هامش
( 1 ) - روضات مىنويسد : ظاهرا حواشى لمعه شهيد اول را مؤلف تاريخ مذكور شرح بر آن پنداشته و ممكن است شرح مزبور را با كتاب نفحات او اشتباه كرده باشد ، زيرا محقق در يكى از اجازات خود مىنويسد : از جمله آثار من اللمع موسوم به نفحات اللاهوت مىباشد - م .