عبد الرحيم بدان ترجمه در كتاب تحفة اشاره نموده است .
ممكن است اين مترجم ، همان امير عبد الرحيم گرگانى باشد در ذيل نام برده مىشود « 1 » .
امير عبد الرحيم بن محمد حسينى گرگانى
وى از دانشوران دولت صفويه و همعصر شاهتهماسب صفوى بوده است . از آثار او رسالهء التحفة الشاهية را در هرات ديدهام . اين رساله مشتمل بر پنج باب و يك خاتمه مىباشد . باب اول در « طهارت » . دوم در « صلات » ، سوم در « امان كفار » ، چهارم در احكام اسيران ، پنجم در « لقطه ( پيدا شده ) » و خاتمهء آن هم مشتمل بر مسائل لقطه است .
اين رساله ، كه در كمال آراستگى تأليف شده و داراى تحقيقاتى ارزنده مىباشد ، و مآخذ مسائل نيز در آن گنجانيده شده است و سال 978 در روضه حضرت عبد العظيم حسنى عليه السّلام پايان يافته است . اين نسخه به خط شريف خود او بوده و خطش نيكوست و ما نام و تاريخ تأليفش را مطابق با خط مؤلف كه در آخر آن رساله نوشته شده است ، يادآور شديم . اين رساله در ضمن مسائل يادشدهء اقوال شيخ على كركى را متذكر گرديده است .
بعيد نيست ، امير عبد الرحيم همان سيد عبد الرحيم - كه پيشتر ذكرش رفت - باشد .
شيخ ابو منصور عبد الرحيم بن مظفر بن عبد الرحيم حمدونى
ابو منصور از مشايخ شيخ منتجب الدّين بن بابويه و از او بهعنوان قرائت روايت
هامش
- نقشبنديه مقامى شامخ دارد . آثار بسيارى دارد كه مشهورترين آنها فصل الخطاب است كه به تركى و فارسى ترجمه شده و كلمات قدسيهء او كه شرح كلمه خواجه محمد است به طبع رسيده است . پارسا در سال 822 به آهنگ زيارت خانهء خدا از بخارا بيرون آمد و در پنجشنبه 24 ذيحجهء همان سال در مدينه درگذشت و در جوار عباس عموى پيغمبر مدفون گرديد . تاريخ فوتش فصل خطابى است - م .
( 1 ) - هرگاه مترجم حاضر همان امير عبد الرحيم باشد پادشاه همعصر او شاهتهماسب است - م .