كه در خانهاش داشته ، روايت كرده و گفته است : براى ما حديث نقل مىكرد ابو الحسن على بن محمد بن مهرويه قزوينى در قزوين ؛ گفت : براى ما حديث نقل مىكرد داود بن سليمان بن يوسف بن احمد غازى ، گفت : براى ما حديث نقل مىكرد حضرت على بن موسى الرضا ، از پدر بزرگوارش ، از پدران ذى مقدارش عليه السّلام كه نامهاى شريف هريك از اين بزرگواران در هر طبقه از اين سند آورده شده است از رسول اكرم ( ص ) كه فرمود : ايمان اقرار به زبان و شناخت به دل و عمل به اركان است [ گفتار ، كردار و پندار ] .
على بن مهرويه گويد : ابو حاتم محمد بن ادريس رازى گفته : ابو صلت عبد السّلام بن صالح هروى اظهار داشته هرگاه اين سندها را بر ديوانهاى بخوانند بهبودى يابد .
شيخ ابو اسحاق گويد : از عبد الرحمن بن ابى حاتم رازى شنيدم كه مىگفت : در شام همراه پدرم بودم به مرد مصروعى برخورد كردم به ياد سند حديث يادشده افتادم با خود گفتم اينك مناسب است اين سند را در بوتهء آزمايش قرار دهم تا ببينم آيا آنچه دربارهء آن گفتهاند درست است يا خير ؟ به مجردى كه سند حديث را بر وى خواندم آن مصروع از جاى برخاست و گرد و خاك را از جامهء خود پاك كرد و رفت .
مؤلف گويد : ظاهرا يادشدگان در سند حديث بايد از علماى عامه باشند .
يادآورى مىشود : جملهء « هرگاه سند اين حديث بر مجنون خوانده شود » به فخر رازى و علماى ديگر هم نسبت داده شده است .
قابل توجه است كه خبرهاى متصل به حضرت رضا عليه السّلام بىكموكاست همان اخبار صحيفة الرضا عليه السّلام مىباشد .
پيش از اين به نام و نشان سيد نقيب شرف آل ابى طالب عبد الرحمن بن عبد السميع هاشمى واسطى اشاره شده و درحقيقت هر دو عنوان يكى است .
شيخ ابو محمد عبد الرحمن بن محمد بن شجاع
منتجب الدّين در فهرست گويد : وى فقيهى ثقه و واعظ بود « 1 » .
هامش
( 1 ) - امل الآمل ، ج 2 ، ص 148 ؛ فهرست منتجب الدّين ، ص 121 .