تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
گويند : كثير از شيعيان بوده است « 1 » . و معشوقهء او عزّت دختر جميل بن حفصة از مردم بنى حاجب بن عفار مىباشد و كثير حكايات مشهورى با او دارد . در روزگار عبد الملك بن مروان خليفه اموى مىزيسته و در سال 105 هجرى درگذشته است . ابن خلكان در تاريخ خود مىنويسد : ابو صخر كثير بن عبد الرحمن بن ابى جمعه اسود بن عامر بن عويمر خزاعى يكى از عاشقان مشهور عرب است . كثيّر تصغير كثير است و اين اسم تصغير ، ازآنجا نام او گفتند كه در كمال خردى و كوچكى بود . در قاموس و در ديگر كتابها آمده است : عزّت با عين بىنقطه و مفتوح و زاى منقوط نام برّه آهوى ماده است و عزت را به همان نام خوانده‌اند .
هامش
( 1 ) - گويند كثير تعصب زيادى به آل ابو طالب داشت و عبد الملك مروان از عقيدهء او باخبر بود و هرگاه مىخواست مطلب يا شعرى از او بپرسد كه پاسخ صحيح از وى بشنود خطاب به وى مىگفته است : به حق على بن ابى طالب فلان مطلب يا شعر را براى من بيان كن . در اعيان الشيعة ، جلد 9 ، آمده است : آنگاه كه عبد الملك به جنگ با مصعب بن زبير عزيمت كرد در ميان افراد خود مشاهده كرد كه كثيّر با حال اندوهناكى در ميان لشگريان حركت مىكند ، وى را پيش خوانده گفت : هرگاه آنچه هم‌اكنون در خاطر تو مىگذرد به تو اطلاع دهم درستى سخن مرا تصديق خواهى كرد ؟ كثيّر گفت : آرى ، عبد الملك گفت : سوگند به ابو تراب ياد كن كه مرا تصديق خواهى كرد . كثيّر به خدا سوگند ياد كرد كه سخن تو را تصديق خواهم كرد . عبد الملك گفت : نه چنين است بلكه ناچارى سوگند به ابو تراب ( على ) ياد كنى . كثيّر سوگند به ابو تراب ياد كرد . عبد الملك گفت : در خاطر تو مىگذرد كه دو تن از قريش به جنگ با يكديگر قيام كرده‌اند و قاتل و مقتول در آتشند و من هرگاه در اين جنگ كشته شوم از آنها خواهم بود . كثيّر سخن او را تصديق كرد . عبد الملك جايزه‌اى به وى داد و گفت : هم‌اكنون باز گرد . گويند : زمانى عبد الملك را مدح كرده و او را به شير تشبيه كرده و شجاع خوانده بود . در ملاقاتى كه با حضرت امام محمد باقر ( ع ) داشت ، حضرت فرمود : چگونه حاضر شدى دشمن ما را ستايش كنى و او را دلاورى چون شير بخوانى ؟ معروض داشت : مراد من از شجاع مار بود و مقصودم از اسد ( شير ) سگ است ، حضرت لبخندى زد . گويند : در روز مرگ او عكرمه هم از دنيا رفت ، مردم گفتند : فقيه‌ترين مردم و سراينده‌ترين آنها از دنيا رفتند - م .