شده در مجموعهاى به خط يكى از شاگردانش نوشته شده است و اكثر آنها نزد او قرائت شده است . از آن جمله حاشيه تصورات شرح شمسيه يادشده و حاشيه تصديقات آن شرح بر وى قرائت شده است و تاريخ قرائت و كتابت آن سال 957 هجرى بوده است .
و از آثار او شرح مبسوط و دامنهدارى است بر الفيهء شهيد ( شرح كبير ) ، و ديگرى شرح ارزنده و متوسطى بر الفيهء شهيد ( شرح متوسط ) است شرح دومين را پس از شرح اول بنا به درخواست يكى از شاگردانش در زمان شاهتهماسب صفوى تأليف كرده است .
من اين شرح را در قصبهء كوهبنان از بلاد كرمان ديدهام و شرحى است ارزنده و مشتمل بر تحقيقات گرانبهايى است كه دليل بر نهايت مهارت او در علوم متعدّد و بويژه استادى او در فقه است .
و كتابى در « خطب » گردآورده است ، و دو شرح پيشيادشده به انضمام كتاب خطبههاى او در شهر كرمان بهويژه در شهرك كوهبنان شايع و مورد استفادهء همگان مىباشد .
و از آثار او رسالهاى است بسيار ارزنده در پارهاى از مسائل علوم از قبيل منطق و كلام و فقه كه مشتمل است بر دو مقاله و يك خاتمه ، كه به سال 959 هجرى تأليف كرده است و من آن را در كوهبنان ديدهام .
از آثار اوست : حاشيه بر شرح شمسيه و بر حاشيه سيد شريف كه من آن حاشيه را در كوهبنان ديدهام . از آثار او حاشيه شرح هدايهء اثيريه كه شرح از ميبدى است و امير فخر الدّين سمّاكى در حاشيهء خود بر شرح ميبدى به حاشيهء وى اشاره نموده است .
خواندمير در تاريخ حبيب السير « 1 » گويد : امير عبد الحى بن امير عبد الوهاب استرآبادى گرگانى هروى به سال 930 از شهر استرآباد به هرات رفت و تمام اوقات خود را در آنجا به فراگرفتن تحصيل علوم عقلى و نقلى سپرى كرد تا آنكه براثر جودت ذهن و تيزطبعى در اندك زمانى بر همطرازان خود برترى يافت و در بين دانشوران به مهارت در علوم مشهور شد . ازاينرو ، مورد توجه سلطان حسين ميرزا بايقرا قرار گرفت و از طرف سلطان به تدريس
هامش
( 1 ) - حبيب السير ، ج 4 ، ص 614 .