سيد جليل عبد الرءوف بن حسين حسينى موسوى بحرانى
شيخ معاصر در امل الآمل ، جلد دوم ، صفحه 146 گويد : وى فاضلى عالم و ماهرى شاعر و معاصرى اديب و منشى بود . در ضمن نامهاى كه داراى انشايى بسيار استادانه بوده و به خوبى و به بهترين طرزى از عهدهء آن برآمده است ، ابيات زير را سروده و ارسال داشته است .
إليك على بعد المزار تحيتى * و صفو و دادى و الثناء المحقق
و أنهى الى المولى المكرّم أنّنى * لرؤيته و العالم اللّه شيّق
فلا أقفرت تلك الديار التى بها * العفاة و طلاب الحوائج أحدقوا
هنالك لا وجه السّماح مقطّب * لديه و لا باب المكارم مغلق
و أنت فدم يا واحد الدهر سالما * قرين العلى تبقى و أنت موفق
- با آنكه محل ديدار تو دور است ، درعينحال بهترين و خالصترين درود و ارادتمندى خود را به حضور تو تقديم مىدارم .
- در ضمن اظهار دوستى به اطلاع تو مىرسانم كه خداى مىداند بىاندازه به ديدار تو اشتياق دارم .
- آرزومندم سرزمينى كه نيازمندان به تو در آنجا گرد ترا فراگرفتهاند هميشه سبز و خرم باشد و به خشكسالى گرفتار نگردد .
- در آنجاست كه رخسارهء بخشش تو عبوس نمىگردد و در خانهء احسان تو بسته نمىشود .
- تو كه يكتاى روزگارى پيوسته پايدار و سلامت باشى و از مقامى عالى برخوردار گردى و همهگونه موجبات وصول به خيرات براى تو فراهم گردد .
و از آثار نظمى اوست :
ما كريم من لا يقيل عثار * الكريم و يستر العوراء
انّما الحرّ من يجرّ على الز * لات منه ذيلا و يغضى حياء
- شخص باكرامت آن كسى است كه از لغزشهاى كريم درگذرد و عيبهاى او را بپوشاند .