است كه شيخ عبد الحميد نيلى از شيخ فخر الدّين فرزند علّامه حلّى و از سيد عميد الدّين عبد المطلب اعرج حسينى روايت كرده است ، و اصولا بيان نكرده است كه چه كسى از عبد الحميد روايت نموده است .
يكى از شاگردان شيخ على كركى در رسالهء اسامى مشايخ مىنويسد : و از ايشان است ، شيخ عبد الحميد نيلى كه از مشايخ احمد بن فهد است .
سيد نقيب جلال الدّين عبد الحميد بن عبد الحميد علوى
ابن ابى الحديد معتزلى در شرح نهج البلاغة از وى نقل مىكند و ظاهرا از علماى شيعه ، بلكه يكى از پيشينيان ايشان بوده است و به روزگار محقق حلّى و همطرازان او مىزيسته است .
شيخ عبد حيدر بن محمد جزائرى
سيد نعمت اللّه شوشترى در تعليقات امل الآمل گويد : وى عالمى فاضل و فقيهى محدث بود و از فنون نحو و عربيت اطلاع داشته است .
عبد حيدر در جزاير نشو و نما يافت و با ما در اصفهان و شيراز شريك درس بود و دانشورى پرهيزكار و ثقهاى پارسا بود و پس از جنگ جزاير و قسطنطنيه از جزاير به حويزه كوچ كرد و نزد سلطان آنجا موقعيتى ويژه به دست آورد تا اينكه در دههء 1090 هجرى وفات يافت .
سيد امير نظام الدّين عبد الحى بن امير عبد الوهاب بن على حسينى اشرقى جرجانى
وى فاضلى عالم و فقيهى متكلم و اديب ، و از افراد بنام روزگارش بوده به روزگار شاهتهماسب صفوى مىزيست .
عبد الحى آثارى دارد و من در قصبهء كوهبنان كرمان اجازهاى به دستخط شريف او كه دستخط متوسطى داشت و در ماه جمادى الاول سال 949 هجرى براى يكى از