تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
از محمد بن على قرشى ، از احمد بن سعيد ، از على بن حكم ، از ربيع بن محمد ، از ابن سليم از حضرت صادق عليه السّلام . مؤلف گويد : گفتهء استاد استناد ما : « كتاب عتيق يادشده ، همان كتاب مجمع الدعوات ابو الحسن محمد بن هارون بن موسى تلّعكبرى بوده باشد « 1 » . » محل تأمل است ، زيرا پسر تلّعكبرى از معاصران مفيد و همتايان او بوده است و بطورىكه پيش از اين گفته شد مؤلف كتاب عتيق سالها پس از شيخ مفيد مىزيسته و از متأخران است . شيخ معاصر در امل الآمل مىنويسد : سيد جلال الدّين عبد الحميد بن فخار بن معد بن فخار موسوى فاضلى محدث و كثير الرواية بوده و از شاگردان ابن شهرآشوب از وى روايت مىكرده و اثرى دارد كه حسن بن سليمان بن خالد حلّى در مختصر البصائر از وى روايت كرده است . مؤلف گويد در اينكه جلال الدّين با يك واسطه از ابن شهرآشوب روايت مىكرده محل تأمل است ولى به اين طريق - كه پدرش سيد فخار از شاذان بن جبرئيل روايت كرده و شاذان هم‌درجهء با ابن شهرآشوب بوده است - مىتوان دفع اشكال كرد . بعيد نيست كه نقيب عبد الرحمن يادشده برادرزادهء هبة اللّه بن عبد السميع هاشمى باشد كه نام فرزندش محمد را در ذيل شرح حال سيد جلال الدّين عبد الحميد پيش‌يادشده متذكر شديم ليكن روايت كردن سيد عبد الكريم بن طاوس از سيد جلال الدّين آن هم با يك واسطه خالى از تأمل نبوده است . يادآورى مىشود كه سيد جلال الدّين نسّابه ( مترجم حاضر ) با سيد جلال الدّين عبد الحميد سابق الذكر يكى بوده است . اكنون دراين‌باره اشكالى به نظر مىرسد كه شهيد ثانى در ذيل برخى از سندهايى كه منتهى به صحيفهء كامله مىشود مىنويسد : « سيد تاج الدّين بن معيه صحيفه مباركه را از گروهى از جمله جلال الدّين بن كوفى ، از نجم الدّين بن سعيد و از علم الدّين مرتضى على بن عبد الحميد بن محمد از پدرش عبد الحميد و همگى از فخار ، از شيخ محمد بن
هامش
( 1 ) - امل الآمل ، ج 2 ، ص 145 .