كليهء علوم آن زمان مهارت داشته و در روزگار ما درگذشته « 1 » و حواشى و تأليفات پسنديده و مشهورى داشته كه همگى آنها مورد استفادهء دانشوران قرار گرفته است .
قابل توجه است كه مردم روزگارش او را از علماى اهل سنت بشمار مىآوردند .
بطورىكه وصيت او را به فرزندش ( ابو الهادى ) از يكى از موثقان اهل يزد - كه به شهرهاى هند سفر كرده بود - شنيدم كه دليل بر تشيع و حسن عقيدهء او بوده است . از قرينهء اين وصيت به دست مىآيد : كه وى تمام عمرش را در هندوستان به تقيه مىگذراند ، و كتابهاى شيعه را در صندوقى سربسته كه بر آن قفلى زده بود محفوظ داشته و كليد آن صندوق در دست خودش بوده است . و از جملهء آنها كتب اربعهء شيعه و ديگر از آثار شهيد از مشهور و غير مشهور بوده است . در آن صندوق زير همهء آن كتابها ، رسالهء مجزايى از آثار او بوده كه مجلّد نبوده و در نهايت زيبايى ترتيب يافته بوده است . اين رساله كه نزديك به سههزار بيت است كه در امامت تأليف شده و مشتمل بر ادلهاى است كه شيعه در اثبات امامت اقامه نموده است و در ضمن آن به ابطال ادلهء اهل سنت اشاره كرده است و در ضمن وصيت به فرزندش ابو الهادى گوشزد كرده تا بدان رساله توجه دقيق پيدا كند و مضامين آن را مورد عمل خود قرار دهد .
همان شخص موثق نقل كرد كه آن رساله را ديده است و همان رساله را فاضل جليل القدر ميرزا معزّ الدّين محمد بن ميرزا فخر الدّين محمد مشهدى در شهر اكبرآباد هندوستان به خط خود استنساخ نموده است .
از آثار او حاشيهء تفسير بيضاوى است كه حاشيهء مبسوطى است كه بر تفسير بيضاوى تعليق نموده است و در نهايت ارزندگى تأليف يافته است و من مجلدى از آغاز آن را در شهر هرات ديدهام ، و اين بخش از حواشى اوست كه بر جزء اوّل قرآن كريم تدوين كرده است . اين حواشى را بنا به درخواست سلطان شاه جهان محمد پادشاه هند تنظيم كرده و آنچنانكه پيداست بيشتر از اين مقدار به تأليف آن توفيق حاصل نكرده است .
هامش
( 1 ) - او 12 ربيع الاول سال 1067 در سيالكوت وفات كرده است ( معجم المؤلفين ، ج 5 ، ص 95 ) .