مؤلف گويد : حقيقت آن است كه عبد الحميد در اين سند ، با عبد الحميد مترجم حاضر يكى است ، تنها اسامة به نسّابه و يا نسّابه به اسامه تصحيف شده است .
سيد نسّابه و زينت سرير نقابت جلال الدّين عبد الحميد بن سيد شمس الدّين شيخ الشرف ابو على فخار بن معد بن فخار بن احمد علوى حسينى موسوى حائرى حلّى
وى از دانشوران باجلالت و بزرگان باكفايت است نسب او را به شرح زير ذكر كردهاند : سيّد امام و نسبشناس روزگار خودش جلال الدّين عبد الحميد بن فخار بن معدّ بن فخار بن احمد بن محمد بن ابو القاسم « 1 » محمد بن حسين بن محمد بن ابراهيم مجاب برد السّلام بن محمد بن صالح بن موسى الكاظم « 2 » عليه السّلام اين نسب را حموينى شاگرد او كه از علماء عامه بوده است ، در كتاب فرائد السمطين فى فضائل مرتضى و البتول و السبطين گفته است : معظمله از پدرش ، از شاذان بن جبرئيل قمى ، از جعفر بن محمد دوريستى ، از پدرش ، از صدوق روايت كرده است . درعينحال از خود شمس الدّين چنين نقل كرده است : پدرم امام شمس الدّين شيخ الشرف معدّ - رحمه اللّه - به طريق اجازه به من خبر داد . و اين معنى بسى دور از قاعده است ، زيرا خود او تصريح كرده كه معدّ جدّ او مىباشد . ليكن در حاشيه نسخهاى از فرائد السمطين مىنويسد : سيد عبد الحميد مترجم حاضر جدّ سادات مشفع بوده است .
در پى آنچه اظهار شد در بعضى از مواضع كتاب حموينى نيز چنين آمده است :
خبر داد مرا سيّد نسّابه جلال الدّين احمد بن عبد الحميد بن فخار بن معدّ موسوى ، از نقيب شرف الدّين عبد الرحمن بن عبد الشمس هاشمى . حقيقت آن است كه لفظ « احمد » و « ابن » زائد باشد و يا اصل آن ابو احمد عبد الحميد بوده و تصحيف شده است .
هامش
( 1 ) - در فرائد السمطين ( بيروت ، محمودى ، 1398 ه . 1978 م . ) ، ج 1 ، ص 54 محمد بن ابى الغنائم آمده است .
( 2 ) - همهء اين سند اشتباه است ، زيرا مراد از آن سيد محمد بن موسى است كه در شيراز مدفون مىباشد - م .