[ روايت صدوق در عيون اخبار الرضا در مورد خروج زيد ]
صدوق در عيون اخبار الرضا عليه السّلام به سند خود ، از عبد اللّه بن سيابه ، روايت كرده ، گفت : هفت نفر ، بوديم كه به اتفاق به مدينه رفتيم و به حضور حضرت صادق عليه السّلام شرفياب شديم فرمود : آيا از عمويم زيد اطلاعى داريد ؟
به عرض رسانيديم يا قيام كرده و يا درصدد قيام است . فرمود هرگاه خبرى از او داشتيد به اطلاع من برسانيد .
چند روزى نگذشته بود كه رسول شام نامهاى براى من آورد ، در آن نوشته بود : « زيد بن على روز چهارشنبه اوّل ماه صفر خروج كرد و روز چهارشنبه و پنجشنبه با مخالفان به نبرد پرداخت و روز جمعه ، او و فلان و فلان از پاى درآمدند . »
عبد اللّه گويد : به دنبال ورود نامه به حضور مبارك حضرت صادق عليه السّلام شرفياب شديم ، نامه را تقديم حضور كرده امام عليه السّلام پس از خواندن نامه گريست و سپس فرمود :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ .
و فرمود سرانجام عمويم زيد در پيشگاه خدا فراموش نشدنى است ، و او خوب عمويى براى من بود و مردانگى خود را در راه دنيا و آخرت ما به ثبوت رسانيد . آرى ، به خدا سوگند شهيد از دنيا رفت ، و به خدا سوگند همپايه با شهيدانى بود كه در ركاب رسول اكرم و حضرت على و حضرت امام حسن و حضرت امام حسين صلوات اللّه عليهم اجمعين جامه ارزنده شهادت را بر اندام خود آراستند .
باز به سند خود از فضيل بن يسار نقل كرده ، گفت : بامداد آن روزى كه زيد در كوفه خروج كرد در نزد او بودم مىگفت ، چه كسى حاضر است در نبرد با شامىها با من همراهى كند . و اضافه كرد به خدايى كه محمّد را به حقيقت فرستاد ، و او را مژدهدهنده و بيمدهنده قرار داد ، كسى مرا بر