دشمنان ، غضبناك مىشده و با دشمنان خدا جهاد كرده ، تا در راه خدا به شهادت رسيده است .
به خاطر دارم ، پدرم موسى بن جعفر عليهما السّلام ، از پدرش جعفر بن محمّد بن على عليهم السّلام روايت كرد كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود : خدا عمويم زيد را رحمت كناد كه او مردم را به خرسندى آل محمّد ، دعوت مىكرد و هرگاه بر دشمنان خود پيروز مىشد ، بدانچه مردم را به آن دعوت مىكرد ، وفا مىنمود و با من دربارهء قيامش مشورت كرد ، به او گفتم : اى عمو هرگاه حاضرى كه كشته شوى و در كناسه كوفه به دار آويخته گردى هرچه مىخواهى انجام بده . و به مجردى كه زيد از حضور مبارك صادق آل محمّد بيرون رفت ، امام عليه السّلام فرمود : واى بر آن كسى كه نداى او را بشنود و دعوتش را اجابت نكند .
مأمون گفت : اى ابو الحسن ! مگر نه اين است كه هركه نابجا دعوى امامت كند ، هر عمل خيرى هم كه انجام بدهد بىنتيجه است ؟ حضرت رضا عليه السّلام فرمود : زيد بن على ادعاى نابجا نكرد و او پرهيزكارتر از آن بود كه ادعاى نابجا بكند .
آرى ، زيد مردم را به رضامندى آل محمّد دعوت مىكرد و همانا عمل آدمى بىاثر است ، كه ادعا كند بر امامت او تنصيص و تصريح شده و بر خلاف انتظار ، مردم را به دين غير خدا بخواند و آنها را بدون اطلاع از راه حق گمراه بسازد و به خدا سوگند ، زيد از جمله مصاديق اين آيه بود كه خدا دربارهء آنها فرموده است :
وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ
در راه خدا آنچنانكه بايد و شايد جهاد كنيد و اوست كه شما را براى جهاد در راه خدا برگزيده است .