مأموران ، او را از دربار هشام بيرون بردند و همراه با چند تنى ( از مأموران ) بهسوى مدينه روانه كردند و از حدود شام خارج ساختند . به مجردى . كه مأموران از وى دور شدند جناب زيد به طرف عراق روانه و وارد كوفه شد . در آنجا حداكثر مردم كوفه با وى بيعت كردند و كارگزار آن روز كوفه و عراق يوسف بن عمر ثقفى بود . آتش جنگ در ميان زيد و يوسف ، به طورى كه در كتابهاى تاريخ مسطور است ، زبانه كشيد كوفيان ، طبق خوى ديرينهاى كه داشتند ، دست از يارى او برداشتند و از گرد او كنار رفتند و جز گروه اندكى كه با وى بيعت كرده بودند ، ديگران به يارى او برنخاستند . جناب زيد ، با همين عده كم با مخالفان جنگيد و جهاد عظيمى كرد ، تا پيشانى چپش هدف تير قرار گرفت و تير در مغزش فرورفت و به مجردى كه تير را از پيشانىاش بيرون آوردند دار فانى را وداع گفت و جان به جانآفرين ، تسليم كرد .
شهادت جناب زيد در روز دوشنبه ، دوم صفر سال 121 هجرى در سن 42 سالگى اتفاق افتاد .
پس از آنكه جناب زيد را شهيد كردند ، جسد شريف او را در كناسه كوفه ، مدت چهار سال به دار آويختند تا اينكه عنكبوت بر عورت جنابش تار تنيد ، و سر بريدهاش را به مدينه گسيل داشتند و يك شبانهروز در كنار مرقد مطهر حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله آويزان كردند .
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 464
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٤٦٤