تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
طولى نكشيد ، بنى أميه او را به كوفه فرستاد و در راه درنده‌اى او را از پاى درآورد و خبر مرگ او كه به حضرت صادق عليه السّلام رسيد به سجده درآمد و فرمود : خداى را سپاس مىگزارم كه ، وعده‌اى كه به ما داده بود ، به اجابت رسانيد . ابن اثير در كامل التواريخ ضمن وقايع سال 121 هجرى به مناسبت ظهور زيد بن على بن الحسين عليه السّلام مىنويسد : گويند ، زيد بن على بن الحسين عليه السّلام در اين سال شهيد شده است و بعضى هم شهادت او را سال 122 نوشته‌اند ، و ما اكنون علت مخالفت زيد با هشام و نقض بيعت او را متذكر مىشويم و مىنويسيم كه ، شهادت او در سال 122 هجرى به وقوع پيوسته است . يادآور مىشويم ، در بيان علت مخالفت وى اختلاف شده است . بعضى گويند ، آن‌گاه كه ، زيد و داود بن على بن عبد اللّه بن عباس ، و محمّد بن عمر بن على بن ابى طالب ، به عراق رفتند و با خالد بن عبد اللّه قسرى ، ملاقات كردند و خالد به ايشان جايزه‌اى داد ، و آن‌ها به مدينه بازگشتند ، و چون ، يوسف بن عمر ، والى عراق شد ، نامه‌اى به هشام نوشت و در آن گوش‌زد كرد كه خالد بن عبد اللّه زمينى از زيد كه در مدينه داشت به مبلغ ده هزار دينار خريدارى كرد ، سپس آن زمين را در اختيار خود زيد درآورد . هشام ، در پاسخ او نوشت : آن‌ها را به‌سوى من گسيل دار . پس از آنكه ايشان به حضور هشام رسيدند ، هشام جريان را از آن‌ها بازجويى كرد . آنان به جايزه‌اى كه از سوى خالد بدانها داده شده بود ، اعتراف كردند ، و موضوع خريدارى زمين و ديگر اتهامات را انكار نمودند و براى اثبات درستى اعتراف خود ، سوگند ياد كردند . هشام سوگند آن‌ها را پذيرفت و دستور داد كه تا به عراق بازگردند ، و با خالد روبرو شوند . آنان با اكراه تمام عازم عراق شد . و با خالد روبرو شدند . خالد ، درستى اعتراف آن‌ها را