خاندان خود و در پيشگاه شيعيان پدر بزرگوارش ، بوده است « 1 » .
در عين حال اخبار و آثار رسيده و همچنين كلمات دانشوران نيكوكار دربارهء چگونگى مدح و قدح ، ستايش و نكوهش از او ، مختلف است و ازسوىديگر روايات فراوانى هم دربارهء فضيلت و عظمت او وارد شده است .
به طورى كه از كتابهاى رجال و ديگر آثار اعلام به دست مىآيد گروهى از دانشوران متأخر شيعه و نيز پيشينيان ، كتابهاى چندى بهويژه اخبار فضائل او را نوشتهاند و ما مىتوانيم به همگى آنها از مطاوى كتابهاى رجال و امثال آنها دست پيدا كنيم .
از جمله متأخران ، ميرزا محمّد استرآبادى است كه رسالهاى در احوال زيد بن على بن الحسين صلوات اللّه عليهم تدوين كرده است و همهء كلام شيخ مفيد را كه در ارشاد ايراد كرده ، در آن آورده است كه ما پس از اين به نقل آنها مىپردازيم ، و همچنين مطالبى را كه طبرسى در اعلام الورى ايراد كرده ، و مضامينى را كه ابن طاوس در ربيع الشيعة متذكر شده است ، و امثال كلام ايشان را ، به انضمام ستايشهاى فراوانى كه از او شده است ،
هامش
( 1 ) - در پاورقى از نسخه مؤلف كه به خط خود او مىباشد نقل مىكند ، شرح حال اين سيد جليل القدر از وظيفه اين كتاب ، كه منحصر به شرح احوال علماى روزگار غيبت تا اين زمان است بيرون مىباشد در عين حال ازآنجاكه در كتابهاى رجال و امثال آنها ، شرح حال مفصلى ، از ، وى به جاى نگذاردهاند چگونگى زندگى او را در اين كتاب استطرادا ايراد نموديم . در همان پاورقى مرقوم داشته است ، مؤلف در اين كتاب به دو شرح حال مفصل و مختصر از زيد پرداخته و هر دوى آنها را پيش از حرف زا ايراد كرده و ما هم هر دوى آنها را منضم به يكديگر نموده ، ترجمه واحد قرار داديم . اين جانب هم همان شرح حال را ترجمه كردم و در اينجا كه محل مناسب آن است بىكموكاست از تازى به پارسى برگردانيديم .