و عدم اقدام به همكارى با آن حضرت براى آن بوده است ، تا از اين راه براى خود گناهى خريدارى كند . و از كشتار با مسلمانانى كه از نظر سرزنش همتاى با وى بودهاند ، خوددارى كرده باشد .
هرگاه ، پارسايى او كه غير از نكوهش اثر ديگرى بر آن مترتب نيست ، موجب غرور ديگران بوده باشد و او را از زهاد ثمانيه بدانند ، اثرى بر آن بار نخواهد بود ، بهويژه ، كه حال آنها ، به استثناى اويس قرنى ، پيش از اين معلوم شد .
از جمله ايرادهايى كه بر ربيع وارد شده است اين بود ، كه ربيع از كمككارى با حضرت سيد الشهداء خوددارى كرد . در پاسخ اين ايراد بايد بگوييم ممكن است خوددارى كردن او به سبب عذرى بود كه داشته است .
و نظير آن نيز براى گروهى از نيكوكاران اتفاق افتاده است . ليكن ، اين جواب هم درست نيست بلكه ، ما از دفاعى كه از ربيع شده است ، همان پاسخى را خواهيم داد كه براى آن عده نيكوكاران دادهايم .
يادآورى مىشود ، علماى اهل سنت به طور كلى به وى اعتماد دارند و روايات بسيارى از او نقل مىكنند . گذشته از ايشان ، عده زيادى از اصحاب پيشين و پسين ما به وى اعتماد كردهاند و به نقل اثر و حديث از او پرداختهاند .
از جمله طبرسى ، در جوامع الجامع مىنويسد : دختر ربيع بن خثيم به وى گفت : چرا مردم مىخوابند و تو نمىخوابى ؟ در پاسخ گفت براى اينكه پدرت از تاريكى شب بيمناك است .
جمعى از علما از جمله ، ابن ابى الحديد معتزلى در شرح نهج البلاغة و ديگرى در اثر خوبى از ربيع نقل كرده ، گفتهاند : هرگاه بوى گناهان به مشام مردم برسد هيچكسى نمىتواند در كنار ديگرى قرار بگيرد .
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 430
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٤٣٠