تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
احوال راويان اصحاب و ديگر گذشتگان است و ما شرح حال او را استطرادى و تطفلى ايراد كرديم . گذشته از اين ، علت يادآورى از شرح حال او در اين مقام بدان منظور بوده است كه با همه شهرتى كه خواجه دارد ، كسى از اصحاب ما متعرض شرح حال او نشده است و به چگونگى مرام و توثيق او اشاره نكرده است . بااين‌كه از جهاتى نيازمند به شرح حال مفصل او مىباشيم « 1 » . بار ديگر يادآورى مىشود ، حقيقت آن است كه ، با توجه بدانچه تا به حال نوشتيم ، شايسته آن بود شرح حال او را در بخش دوم اين كتاب ايراد كنيم ليكن ، ازآنجاكه حداكثر اصحاب نام و نشان او را در بخش اوّل از كتاب‌هاى رجالى خود ايراد كرده‌اند ، ما هم به پيروى از ايشان شرح حال او را در بخش اوّل كتاب حاضر متعرض شده‌ايم . اينك پايان احوال او را به پاره‌اى از آنچه كه امير مجد الدّين محمّد حسينى ، متخلص به مجدى - كه فاضلى سراينده بود - و در كتاب زينة المجالس كه به پارسى تأليف كرده ، و در آن از او يادآورى كرده است ، به انجام مىرسانيم « 2 » .
هامش
( 1 ) - در روزگار ما مرحوم ميرزا محمّد باقر مدرس رضوى كه شرح حالش را در تذكره باقريه نوشته‌ايم و مرحوم حاج شيخ على اكبر نهاوندى قدّس سرّهما هريك كتاب مستقلى در اخبار و چگونگى حال او نوشته‌اند كه كتاب بنيان الرفيع مرحوم نهاوندى به طبع رسيده و اين جانب هم رساله‌اى در شرح حال او نگارش داده‌ام ، كه به طبع رسيده است - م . ( 2 ) - امير مجد الدّين محمّد حسينى متخلص به مجدى ، از ادبا و نويسندگان اوايل قرن يازدهم هجرى بوده است . شرح حال او معلوم نيست . كتاب زينةالمجالسش معروف و مطبوع است و سال 1004 هجرى به تأليف آن پرداخته و به احوال انبيا و ائمه طاهرين و عرفا و پادشاهان و حكايات مربوط به آن‌ها پرداخته است و گفتار خود را به ابياتى كه ممكن است بسيارى از آن‌ها از طبع خود او باشد زينت داده است از جمله حكايتى را در ضمن ابياتى چند به مثنوى سروده و پاره‌اى از آن‌ها اين است :
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 432 | محمد باقر ساعدى / الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني