حضرت به او رسيد ، به گوشهء خانه نشسته ، چندان گريست كه چشمانش معيوب شد .
يكى به او گفت كه : چرا علاج چشمان خود نمىكنى ؟ گفت : انا اشغل عنهما يعنى من مشغول از ايشانم . آن شخص گفت دعا كن تا بينا شوى ، ربيع گفت : اهم از اين مطلب هم هست ، در آن باب دعا مىكنم .
و گفتهاند كه ، خواجه ربيع بن خثيم سخن كم مىگفت و به هر فضولى از محاورات دنيا متكلم نمىشده ، هرچه مىفرمود همه موعظه بود و نصيحت . و چون خبر شهادت شاه شهيدان يعنى حسين مظلوم عليه السّلام را شنيد ، سه مرتبه از دل پاك آه دردناك كشيده و بىخود افتاده ، و كسى ديگر تا آخر عمر ، او را سخنگوى و خندهروى نديده ، و الحق جاى آن بوده است ، ( بيت ) :
ناطق نشود زبان عاشق ، بىدوست * بىدوست ، كلام مرد عاشق نه نكوست
تا به اينجا كلام ملا حسين به پايان رسيد .
مؤلف گويد : ربيع بن خثيم ، در نزد همه علماى عامه ، مورد وثوق بوده است و از او ستايش مىكردند و به چشم خرسندى به وى مىنگريستند و مقبوليت عامه داشته است . بالاتر آنكه او را از پارسايان بزرگ و صوفيان اهل سنت مىدانستيد ، و پيش از اين هم به پارهاى از خصوصيات او اشاره كرديم .
و اصحاب ما در مقام ستايش كردن و حسن عقيده و چگونگى باطن او ، از كلام زمخشرى استفاده مىكنند . وى ، كه از معتزلىها و علماى حنفى عامه بوده است ، در تفسير كشاف ذيل آيه شريفه سوره زمر ، كه فرموده است :
وَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ إِذا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ
. ( زمر / 45 ) آنگاه كه خداى متعال به تنهايى ياد شود ، دلهاى كافران رنجيدهخاطر مىشود و هرگاه از غير خدا