تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
ابى الحديد به پايان مىرسد . مؤلف گويد : شكى كه دربارهء درستى جنگ با معاويه براى نام‌بردگان بوجود آمده ، شك در دين بلكه ، دليل بر كفر است . گاهى گفته شده ، خواجه ربيع در سرحد رى درگذشته است و پيش از اين گفته شد قبر او در كوفه است . و گاهى گويند مرقد او در آذربايجان است ، خدا دانا است . از آن جمله ، به گمانم آن است كه ، ابراهيم ثقفى در كتاب غارات هم ، آنچه را نصر در كتاب صفين آورده ، حكايت كرده است و خلاصه آن اين است : حضرت مولا عليه السّلام به ربيع بن خثيم دستور داد تا با خوارج كارزار كند ، او امتناع ورزيد و گفت ، با مسلمانان نمىجنگم و درخواست كرد تا او را به نبرد با كافران گسيل بدارد و او را به‌سوى آذربايجان روانه فرمايد حضرت هم او را به آذربايجان مأمور داشت . بديهى است آنچه را ثقفى متذكر شده ، دليل بر ارتداد در دين است . آرى ، ملا سلطان حسين واعظ استرآبادى كه معاصر و با شيخ بهايى رحمه اللّه بوده است در كتاب تحفة المؤمنين كه به پارسى تأليف كرده است ، چنين مىنويسد : امام آن است كه او را به علم ديگرى احتياج نبوده باشد و اينكه ، خواجه ربيع بن خثيم عليه الرحمة و الغفران را معلم امام الانس و الجن على بن موسى الرضا عليه التحية و الثناء مىدانند ، غلط مشهور است . چرا كه او از اصحاب حضرت امام حسين عليه السّلام است و چون خبر شهادت آن
هامش
همراه با چهار هزار تن سلح‌پوش از رى به كوفه آمد و امام عليه السّلام با آمدن ربيع عازم شام گرديد اين موضوع ثابت ، مىكنيد كه بودن ربيع در رى به منظور مخالفت با حضرت مولا نبوده است و هرگاه مخالف بود چرا بايد به حضور برسد و عازم جنگ با معاويه بشود - م .
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 427 | محمد باقر ساعدى / الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني