و همچنين مولاى جليل القدر مولانا محسن كاشانى كه از معاصران است ، در كتاب خلاصة الاذكار پارهاى از كلمات و فوائد را از وى نقل كرده است .
از نقل كلمات و آثارى كه اصحاب ما از وى ياد كردهاند به دست مىآيد كه ، آنان براى صحت اعتماد به وى ، متكى به كلام كشى بودهاند كه پيش از اين يادآورى شد .
در يكى از كتابها از وى نقل شده است ، هيچيك از شما « استغفر اللّه و اتوب اليه » نگويد كه با گفتن آن ، هم مرتكب گناه شده و هم دروغ گفته است بلكه ، بايد بگويد : « اللهم اغفر لى و تب على » .
مؤلف گويد : اين اظهار از خواجه ربيع ، بىنهايت غريب است « 1 » ؛ زيرا اين گونه استغفار در آثار و احاديث و دعاهاى رسيده از رسول اكرم و ائمه طاهرين صلوات اللّه عليهم اجمعين از شماره بيرون وارد شده است .
يادآورى مىشود ، خواجه ربيع از راويان پيشين و از تابعان بوده است و در رديف علمايى كه ما درصدد شرح احوال آنها در اين كتاب مىباشيم ، نمىباشد . چه آنكه ، كتاب حاضر منحصر به شرح احوال دانشورانى است كه نزديك به روزگار حضرت ولى عصر ( عج ) تا روزگار خود ما است و تحقيق احوال امثال خواجه از فقها موكول به كتابهاى رجاليه است كه در
هامش
( 1 ) - هيچگونه غرابتى ندارد زيرا ، هر سخن جايى و هر نكته مقامى دارد . مرادش آن است كه ، در استغفار طلب است و طالب آن هم در برابر خدا كسى بايد باشد كه تا حدى قابليت در طلب خود احساس كند . بنابراين ، كسى كه داراى چنان وضعيتى نباشد حق طلب ندارد و طلب او گناه است و ازاينكه خبر از توبه خود داده با آنكه حقيقت توبه او معلوم نيست پس دروغ گفته است .
خواجه گويد : اكنون كه تاب ايجاد هيچيك را ندارد كار غفران و پذيرش توبهاش را به عهده خدا بگذارد . آرى فرمايش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله درست است ، اما در محل خود - م .