تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
ابى الحديد در شرح نهج البلاغة در ذيل شرح دعاى آن حضرت ، در هنگامى كه عازم شام بود ، از او نقل كرده است ، مىنويسد : اصحاب عبد اللّه مسعود كه از ايشان بود عبيده سلمانى و يارانش به حضور مبارك حضرت مولا على عليه السّلام شرفياب شدند و گفتند : ما همراه شما بيرون خواهيم آمد ، و خود مستقلا لشكرگاه ترتيب مىدهيم و به سرانجام كار شما و شامىها از نزديك نگران خواهيم بود در نتيجه هرگاه ببينيم يكى از طرفين مرتكب فعل حرامى بشود و يا جنايتى از او به ظهور برسد ، عليه او خواهيم بود . امير المؤمنين ، در پاسخ نظريه آن‌ها فرمود : آرى آنچه ابراز داشتيد نشان توجه به دين و آگهى از سنت است و كسى كه به چنين پيشنهادى خرسند نباشد از راه حقيقت تجاوز كرده و خيانت‌كار است . به دنبال ايشان گروه ديگر از اصحاب عبد اللّه مسعود كه از آن‌ها ، ربيع بن خثيم باشد و چهارصد تن از افراد بودند به حضور مبارك شرفياب شدند و به عرض رسانيدند ما در عين حالى كه از فضيلت شما اطلاع كامل را داريم و نمىتوانيم با برابرى كردن با دشمن ، از شما و از ديگر مسلمانان چشم‌پوشى كنيم ، در درستى اين كارزار مشكوكيم . اينك از شما تمنا داريم ما را به نگهدارى يكى از سرحدات ، موظف بداريد تا در آنجا از دشمنان جلوگيرى به عمل آوريم . حضرت مولا پيشنهاد آن‌ها را پذيرفت و به دنبال آن پرچمى براى ربيع ابن خثيم تهيه فرمود و نخستين پرچمى را كه حضرت مولا در كوفه به حركت آورد ، پرچم ربيع بن خثيم بود « 1 » . تا اينجا سخن نصر و ابن
هامش
( 1 ) - اين نظريه با اظهاريه تاريخ اعثم كوفى كه پيش از اين مؤلف از آن نقل كرد ، منافات دارد . زيرا ، اعثم مىنويسد : هنگامى كه على عليه السّلام عازم شام بود آخرين نايب او ربيع بن خثيم