و حسن ، همان حسن بصرى صوفى است كه از پيشوايان صوفيه بوده است و به زودى شرح حال مفصل او را در بخش دوم اين كتاب ذيل احوال ويژهء او خواهيم نگاشت .
و بعضى پنداشتهاند نام حسن كه در زاهدان هشتگانه ذكر شده است ، غير از حسن بصرى است و او را حسن بن ابى الحسن معرفى كردهاند . و حال آنكه ناقد بصير ، هر دو تن را يكى مىداند زيرا ابو الحسن پدر حسن بصرى است . و گاهى براى اثبات مطلب ، به حاشيه ملا عناية اللّه توجه مىشود كه او گفته است ، حسن بصرى همان حسن بن رواح بصرى مشهور است ، كه علماى عامه به اعتبار او پرداختهاند .
اما ، ربيع بن خثيم كه اين فصل مربوط به اوست ، بهطورى كه پيش از اين اظهار داشتيم مورد وثوق علماى اماميه نبوده است ، و به همين مناسبت جمعى از علما ، كه وى را محل وثوق قرار دادهاند ، مورد مؤاخذه قرار گرفتهاند كه چرا به مجردى كه نام او را در اختيار كشى و در ضمن هشت تن زاهد ديدهاند ، محل وثوق قرار دادهاند تا آنجا كه او را در بخش از اثر رجالى خويش كه براى ممدوحان رجال تهيه ديدهاند ، متعرض شدهاند و حال آنكه در مواضع چندى به نكوهش از او اشاره شده است « 1 » .
از آن جمله ، سيد مرتضى بن داعى حسنى ، كه از اكابر علماى ما بوده ، و كتاب تبصرة العوام از آثار اوست ، در مجلد اوّل كتابش كه نزهة الكرام و بستان العوام باشد و به پارسى تأليف شده است ، ربيع بن خثيم را با ديگر
هامش
( 1 ) - در درجه اوّل ، مرادش علامه و ابن داود است كه وى را در بخش اوّل اثر رجالى خود ذكر كردهاند و جاى هيچ مؤاخذهاى نيست آن هم نسبت به علامه ، چه ممكن است اثرى در اختيار ايشان درآمده باشد كه خواجه را از نيكبختان تابعان يافته باشند كه آن اثر به دست مؤاخذهكنندگان نرسيده باشد - م .